سوار آن كشتى شد نجات يافت و هر كس ترك گفت ، غرق گرديد .
سليم بن قيس ، مىگويد : در موقع حج در مكه بودم ، ديدم كه ابوذر غفارى ، حلقهء درِ كعبه را گرفته و با صداى بلند مىگويد : اى مردم ! هر كس مرا مىشناسد كه مىشناسد و هر كس مرا نمىشناسد من خود را معرفى مىكنم . من جندب بن جناده ، ابوذر غفارى هستم ، اى مردم ! از پيامبر شما شنيدم كه فرمود :
اهل بيت من ، در ميان قوم خود همانند كشتى نوحند ، هركس بر كشتى سوار شد ، نجات يافت و هركس آن را ترك گفت غرق شد . « 1 »
بررسى مفاد حديث
از اين كه حديث ، مقام و موقعيت عترت را با ترسيم مثال « كشتى نوح » بيان كرده است معلوم مىشود كه پيروى از آنان مايهء نجات و مخالفت آنها مايهء نابودى است .
اكنون بايد ديد كه آيا مفاد حديث اين است كه بايد تنها در مسائل عبادى و مانند آن از آنان پيروى كرد و در مسائل سياسى و اجتماعى نظر ، رأى و گفتار آنان را كنار گذارد ، يا اين كه در تمام اين موارد بايد از آنان پيروى كرد و سخن آنان را بدون استثنا از صميم دل پذيرفت ؟
كسانى كه مىگويند : پيروى از آنان مخصوص به احكام عبادى دين است ، بدون دليل ، موضوع پيروى را محدود كرده از وسعت آن مىكاهند ، در حالى كه در حديث چنين قيد و شرطى وجود ندارد .
بنابراين ، حديث سفينه همانند ديگر احاديثى كه در اين زمينه وارد شده است ، گواه بر تعيين آنان براى امامت امت اسلامى است و به خوبى دلالت مىكند كه جز آنان هيچ كس براى اين مقام لياقت ندارد .
گذشته از اين ، حديث ياد شده روشنترين گواه بر عصمت و مصونيت آنان
هامش
( 1 ) . طبرسى ، احتجاج ، ج 1 ، ص 238 ؛ ابن قتيبه ، عيون اخبار ، چاپ مصر ، ج 1 ، ص 211 ؛ ابن قتيبه ، معارف ، ص 86 ؛ طبرانى ، المعجم الصغير ، ص 78 .