از كتابى كه از جانب خداى نامتناهى ، براى هدايت بشر فرستاده شده است جز اين انتظار نيست ، كتاب او بايد همانند خود او « نامتناهى » و خصيصهء مقام ربوبى را دارا باشد و در نماياندن انتساب خود به مبدأ جهان به دليل و برهان نيازنداشته باشد و همانند خورشيد ، دليل خويش بوده و خود را نشان دهد و محيط خود را روشن سازد .
پيامبرعالىقدر در سخنان خود ، به خصيصهء « نهايتناپذيرى » قرآن اشاره مىكند و مىفرمايد :
ظاهِرُهُ انيق وَ باطِنُهُ عميق لاتُحصى عَجائبُهُ وَلاتُبلى غَرائبه ؛ « 1 »
قرآن ظاهرى زيبا و باطنى عميق دارد ، شگفتىهاى آن پايان نمىپذيرد و تازههاى آن كهنه نمىشود .
امير مؤمنان نيزدر يكى ازخطبهها به اين خصوصيت اشاره مىكند و مىفرمايد :
سِراجاً لاتَخبُو تَوَقُّدُه وَ بَحراًلايُدرَكُ قَعرُه ؛ « 2 »
قرآن مشعل فروزانى است كه فروغ و تابش آن به خاموشى نمىگرايد و درياى عميقى است كه فكر بشر به ژرفاى آن نمىرسد .
و اين حقيقت ، امروزه براى دانشمندان كاملًا ملموس است و هر روز از قرآن ، حقايق تازهترى را كشف مىكنند و يكى از علل جاودانى بودن قرآن ، همين است كه در هر عصرى دانشمندان جهان به فراخور دانش و اطلاعات خود ، از آن بهرهمند مىشوند .
شخصى ازامام هشتم على بن موسىالرضا عليه السلام پرسيد : چرا قرآن پيوسته طراوت و تازگى دارد و انس و ممارست با قرآن و تلاوت و خواندن آن سبب كهنگى آن نمىگردد ؟
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، كتاب القرآن ، ص 591 .
( 2 ) . نهجالبلاغه ( عبده ) ، ج 2 ، ص 202 .