دومى گفت : اين آيه مرا شيفتهء خود ساخت و از فكر مبارزه با قرآن باز داشت :
« يا أَيُّها النّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطّالِبُ وَالمَطْلُوبُ » ؛ « 1 »
هان ! اى مردم ! مثلى زده شده و به مفاد آن گوش فرا دهيد ، خدايانى كه جز خدا مىخوانيد به اندازهاى ناتوانند كه نمىتوانند مگسى را بيافرينند و اگر مگسى چيزى از آنها بگيرد نمىتوانند آن را بازستانند ستايشگر و ستايش شده چقدر ناتوانند .
سومى گفت : من وقتى اين آيه را خواندم شيرينى و شيوايى تعبير آن مرا از كار بازداشت :
« يا أَرْضُ ابْلَعِى ماءَكِ وَيا سَماءُ أَقْلِعِى وَغِيضَ الماءُ وَقُضِىَ الأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الجُودِىِّ وَقِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظّالِمِينَ » ؛ « 2 »
به زمين گفتند كه ، آب خود را فرو بر و اى آسمان ! بازگير ، آب كاسته شد و فرمان خدا انجام گرفت و كشتى بر كوه « جودى » نشست و گفته شد گروه ستمگر دور باد .
چهارمى گفت : بلاغت و شيرينى بيان اين آيه مرا از تفكر در آيات باز داشت :
« فَلَمّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيّاً » ؛ « 3 »
وقتى آنان نوميد شدند براى نجوا و رازگويى به گوشهاى رفتند .
در اين لحظه امام صادق از كنار آنان گذشت و اين آيه را خواند :
« قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنْسُ وَالجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذا القُرآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ
هامش
( 1 ) . حج ( 22 ) ، آيهء 72 .
( 2 ) . هود ( 11 ) ، آيهء 44 .
( 3 ) . يوسف ( 12 ) ، آيهء 80 .