تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
نمىبخشد و هر چه هم ساعاتى در اين فكر فرو رود ، سرانجام جز عجز و ناتوانى چيزى در خود احساس نمىكند . و اين خود گواه بر اين است كه اسلوب قرآن كاملًا از حدود تعليم و تعلم و انديشهء بشرى خارج است . خلاصه پيامبر اسلام به وسيلهء قرآن ضربهء شكننده‌اى بر جامعهء بت‌پرستى و سازمان زندگى آنان وارد ساخت تا آن جا كه ميان پدر و پسر ، برادر و برادر و زن و شوهر جدايى افكند و سران شرك در خاموش كردن اين مشعل به همه چيز چنگ زدند ، از انكار و استهزا ، از آزار و شكنجه وتوسل به عموى پيامبر ، حضرت ابوطالب تا نبردهاى خونينى كه به صورت برادركشى در آمد ، از هر درى وارد شدند و نتيجه‌اى نگرفتند و اگر امكان مبارزه با قرآن‌كه برنده‌ترين حربهء اسلام بود وجود داشت و يا اگر سوره‌اى مانند سوره‌هاى قرآن آورده بودند بيش از همه از آن استفاده كرده و شخص پيامبر را در محافل و مجالس خود به محاكمه مىكشيدند و در سرتاسر شبه جزيره اعلام مىنمودند . قرايح ادبى و ذوق شعرى آنان در درجهء بسيار عالى بود و مواد قرآن و حروف آن را كاملًا در اختيار داشتند . پس از درگذشت پيامبر ، انبوه بىشمارى از يهود و نصارا در يمن و سوريه و عراق زندگى مىكردند و همهء آنان يا عرب بودند كه به يكى از دو آيين گرايش داشتند و يا با زبان عربى كاملًا آشنا بودند ، ولى در طول اين‌مدت كوچك‌ترين مبارزه‌اى از خود نشان ندادند و اقدام به آوردن سوره‌اى مانند سوره‌هاى قرآن نكردند . عداوت منافقان هم در مدينه كمتر از ديگران نبود . آنان در تمام لحظات در كمين اسلام نشسته و از هر راهى بر ضد اسلام استفاده مىكردند ، ولى راه مبارزه با قرآن را به روى خود بسته ديدند و از اين راه وارد نشدند . با اين بيان مىتوان يقين پيدا كرد كه هرگز عرب معاصر با نزول قرآن و يا كسانى كه پس از دوران رسالت زندگى كرده اند نظير قرآن و يا نظير سوره‌هاى آن را نياورده‌اند .
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 339 | الشيخ جعفر السبحاني