تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
گروه محدودى مبعوث و برانگيخته شده بودند و اگر هم رسالت آنان از اين نظر محدود نبود ، ولى مدت و زمان رسالت آنها كاملًا محدود و موقت بود و هرگز آنان مدعى رسالت جاودانى و نبوت ابدى نبودند . گذشته از اين ، معجزهء آنان كتاب آسمانى آنها نبوده و كتاب‌هاى آنان فقط منبع الهام بخش دستورهاى خدا به شمار مىرفت ، اما پيامبر خاتم نه تنها آيين خود را جاودانى و رسالت خود را جهانى و براى همهء بشر و در تمام زمان‌ها نافذ و لازم‌الاتباع مىدانست ، بلكه كتاب آسمانى خود را نيز بزرگ‌ترين سند نبوت و مدرك رسالت جاودانى خود به شمار مىآورد . تفاوت ديگرى كه ميان او و ديگر رهبران آسمانى وجود دارد اين است كه دين‌وى ، زندگى بشر را از جهات مادى و معنوى مورد توجه قرار داده و بشر را از طريق كتاب آسمانى و فرمان‌هاى الهى خويش از هر نوع تشريع و تقنين ، در زمينهء نيازهاى جسمى و روحى و يا در زمينه‌هاى سياست ، اخلاق ، اقتصاد ، اصول اجتماعى و قضايى بىنياز كرده است . در صورتى كه چنين جامعيتى از نظر مادى و معنوى در اديان ديگر مشهود نيست . از نظر نفوذ و گسترش نيز ، دين وى در ميان جوامع مختلف به همين اندازه كافى است كه دين اسلام يكى از بزرگ‌ترين اديان روى زمين است و حدود يك ميليارد پيرو دارد و هم اكنون متجاوز از چهل دولت به نام اين دين تشكيل شده و بر بخش بزرگى از جهان حكومت مىكنند . آيا در اين صورت ، وظيفهء يك فرد حقيقت‌جوى منصف اين نيست كه دربارهء اين دين و آورندهء آن تحقيق كند تا اگر پيرو اين آيين است ، پيروى وى با دليل‌و منطق توأم و هماهنگ گردد و اگر پيرو آن نيست در انديشه‌هايش تجديدنظر كند و از نو به طور دقيق و عميق دربارهء اين دين به مطالعه و تحقيق بپردازد ؟ اين همان مطلبى است كه ما در بحث‌هاى خود به دنبال آن هستيم و با بررسى و پىگيرى از راه‌هاى گوناگون در اين باره به بحث و تحقيق مىپردازيم ، با اين كه
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 305 | الشيخ جعفر السبحاني