معنوى بشر رعايت شده بود ، به وجود آورد و از اين طريق بشريت و جامعهء انسانى را از سقوط و پاشيدگى نجات بخشيد . او در سال 610 ميلادى براى نجات انسانها برانگيخته شد و در نخستين وحى آسمانى ، « خداى جهان » او را با فرمان زير خطاب نمود و فرمود :
« إِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّك الَّذِى خَلَقَ * خَلَقَ الإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ * إِقْرَأْ وَرَبُّك الأَكْرَمُ * الَّذِى عَلَّمَ بِالقَلَمِ * عَلَّمَ الإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ » ؛ « 1 »
بخوان به نام پروردگارت ( كه جهان را ) آفريد ، انسان را از خون بستهاى خلق كرد ، بخوان كه پروردگارت بزرگواتر است ، همان كسى كه به وسيلهء قلم آموخت و به انسان آنچه را نمىدانست ياد داد .
اين آيات كه طليعهء وحى و نخستين آياتى است كه بر قلب او نازل گرديد ، بسان نطقهاى افتتاحى رهبران و زمامداران جهان است كه در آن خطوط كلى سياست آنها مشخص مىگردد ، از اين رو مىتوان گفت كه در اين آيات اهداف كلى اسلام و مقصدى كه پيامبر گرامى براى آن مبعوث شده است مشخص گرديده و آشكارا مىرساند كه هدف نهايى از بعثت او تعليم انسانها و راهنمايى آنان بهسوى خدا از مجراى وحى آسمانىاست و بس .
بنابراين رهبرى وى بسان پيامبران گذشته از مجراى دستورهاى آسمانى صورت خواهد پذيرفت و بسان پيامبران « اولوالعزم » داراى كتابى خواهد بود كه اساس و اصول و كليات دين در آن منعكس است .
مشخصات آيين اسلام و ديگر اديان
تفاوتى كه ميان پيامبر اسلام و ديگر شخصيتهاى آسمانى وجود دارد اين است كه رسالت ساير پيامبران الهى جهانى و جاودانى نبوده ؛ مثلًا آنان براى امت و
هامش
( 1 ) . علق ( 96 ) آيههاى 1 - 5 .