آنان مىدانند ، ( اگر نه آگاهانه و مستقيم لااقل ناآگاهانه و غير مستقيم ) منكر اصل « نبوت و سفارت الهى » هستند و حقيقت وحى چيز ديگرى است كه واقعيت آن بر ما پوشيده است و گيرندگى خاص و مرموزى مىخواهد كه تنها در اختيار پيامبران است . بنابراين ، بحث دربارهء وحى ، سومين بحث ما را تشكيل مىدهد .
از سويى ديگر ، هر فردى ، لايق و شايستهء مقام پيامبرى نيست و افرادى لياقت منصب پيامبرى را دارند كه يك سلسله شرايط را دارا باشند .
نخست آن كه بايد معصوم از گناه باشند ، يعنى در همهء زندگى گرد گناه نگشته و دامن خود را به گناه آلوده نكرده باشند و نه تنها بايد در برابر گناه و هر نوع نافرمانى ، معصوم و بيمه باشند ، بلكه بايد در ابلاغ احكام و مقررات الهى نيز از هر نوع اشتباه و خطا مصون و محفوظ باشند و نيز از هر نوع « بيمارى » و « نقص عضوى » كه موجب تنفر و دورى مردم از گرايش به آنها مىشود ، منزه و پيراسته باشند . اين قسمت ، از مباحث مهم مسألهء « نبوت » است كه از نخستين روزهاى تدوين علم « عقايد و مذاهب » ( علم كلام ) براى علما مطرح بوده و آنان كتابها و رسالههايى در اين زمينه نوشتهاند . با طرح اين موضوع ، بحثهاى چهارگانهء نبوت عامه به پايان مىرسد .
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 227
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٢٧