هشام بن حكم از امام صادق عليه السلام پرسيد : آيا خداى بزرگ خشنودى و خشم دارد ؟
آن حضرت فرمود : آرى ، لكن نه مانند خشنودى و خشم بندگان . خشنودى وى عبارت است از پاداش نيك او و خشم او عبارت است از كيفر و عذاب او ، بدون اين كه حالتى بر ذاتش عارض شود كه او را تحريك يا تهييج نمايد ، و حالش دگرگون شود ، زيرا خشم و غصب و خشنودى به اين معنا از صفات مخلوق عاجز نيازمند است و خداى متعال از اين صفات منزه است . « 1 »
خدا مدرك است
يعنى شنيدنىها را مىشنود ، و ديدنىها را مىببيند و ساير درك شدنىها را درك مىكند . در بحثهاى گذشته گفته شد معناى شنيدن و ديدن خدا همان علم اوست به شنيدنىها و ديدنىها ، و معناى مدرك بودن او هم همان علم اوست به درك شدنىها .
خدا قديم و ازلى است
چيزى كه نبوده و بعداً پديد آمده است ، حادث خوانده مىشود و هر موجود حادث ، وجود دهندهاى لازم دارد ، در مقابلِ حادث ، قديم است كه به چيزى گفته مىشود كه سابقهءنيستى نداشته و وجود دهنده لازم نداشته باشد . قديم به اين معنا از صفات خداى متعال است و قديم و ازلى دو كلمهاند كه داراى معناى واحدى هستند .
خدا متكلّم است
حقيقت سخن گفتن و تكلم در انسان اين است كه زبان با اصطكاك خود به مخارج حروف در دهان موجى پديد آورد و صدايى به نام كلمه و كلام شنيده
هامش
( 1 ) .