تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
حركت و توليد مثل دارد ، اما هنگامى كه جان خود را از دست داد ، اين آثار را ندارد . بنابراين وجود حيات و زندگى قابل انكار نيست در صورتى كه با حواس پنج‌گانه درك نمىشود و ديدنى نيست . 6 . عواطف هر يك از ما به دوستان و بستگان قابل انكار نيست . مهر و محبت از عالىترين تجليات روح و روان مىباشد ، آيا مىتوان وجود آنها را انكار كرد ، يا نه ، آيا مىتوان آنها را با چشم ديد و يا با حواس پنج‌گانه درك كرد ؟ آيا صحيح است كسى وجود اينها را به بهانهءاين كه با چشم ديده نمىشوند انكار كند ؟ بسيار دور از انصاف و تحقيق است كه كسى نديدن يا حس نكردن چيزى را دليل بر نبودن آن بداند و يا بگويد : هر موجودى حتماً بايد با چشم ديده‌شود . البته اين مثال‌ها كه ذكر شد برخى با چشم عادى و حواس عادى قابل درك نيستند ، ولى با چشم مسلح و وسايل مناسب قابل ديدن يا درك شدن مىباشند ، ولى برخى ديگر به هيچ وجه هر چند حواس خود را هم به آخرين وسايل ، مجهز و مسلح كنيم باز قابل ديدن و لمس شدن نيستند ، اين قسم دوم همان موجوداتى هستند كه در اصطلاح « مجرد » ناميده مىشوند . زيرا موجودات اين جهان بر دو قسمند : مادى و مجرد . موجود مادى آن است كه با چشم و حواس عادى و يا حواس مسلح قابل درك است ، اما موجودات مجرد به هيچ وجه محسوس و ديدنى نيستند و بايد از آثار وجودى آنهابه وجود آنها پى برد ؛ مثلًا روح انسان ، فكر و انديشهء او ، علم و آگاهى او موجوداتى هستند « مجرد » كه به هيچ وجه در قلمرو حس و درك ظاهرى قرار نمىگيرند . به عبارت ديگر ، از طريق تجربه و آزمايش مىتوان به حقيقت موجودات مادى پى برد و در لابراتوار و آزمايشگاه ، هستى آنها را اندازه‌گيرى كرد در صورتى كه موجود مجرد به هيچ نحو در آزمايشگاه قابل اندازه‌گيرى نيست .