استوارى آنها پى برده است .
همچنين نمىخواهيم زحمات توانفرساى دانشمندان را در طريق كشف مجهولات و رازهاى طبيعت ناديده بگيريم و ارزش آنها را به بهانهء اين كه فرضيههايى لرزان هستند انكار كنيم ؛ زيرا همانطور كه شك ، مقدمهء يقين و انتقاد ، اساس اصلاح است ، فرضيههاى غير ثابت هم پايه و اساس كشف رازهاى نهفتهءطبيعت است .
آنچه براى ما فعلًا مطرح است اين است كه بگوييم : انسان نمىتواند ادعا كند كه بر همهء اسرار آفرينش آگاه است و از اين جهت اگر به راز برخى از پديدهها پى نبرد بى درنگ لب به اعتراض بگشايد و بگويد : چرا خداوند حكيم اين پديدهء بىفايده را آفريده است ؟ !
يكى از دانشمندان بزرگ معاصر به نام « انيشتين » مىگويد :
معلومات بشر نسبت به مجهولات وى بسان نردبانى چند پله نسبت به فضاى وسيع جهان است و بشر از نردبان علم به جز چند پله بالا نرفته است .
نزديكترين موجود به انسان خود انسان است ، آيا او خود به طور كامل خويش را شناخته است يا اين كه از اقيانوس رازهاى وجود خود جز به مقدارى اندك ، دست نيافته است ؟
« آلكسيس كارل » دانشمند فرانسوى در كتاب انسان موجود ناشناخته مىنويسد :
انسان در واقع يك مجموعهء سراپا ابهام است كه نمىتوان او را به سادگى درك كرد . . .
نواحى وسيعى از دنياى درونى ما هنوز ناشناخته مانده و بيشتر پرسشهايى كه محققان و مطالعه كنندگان زندگى انسان مطرح كردهاند ، بىپاسخ مانده است .
واقع بينان منصف
مردان بزرگ و انديشمند هرگاه در برابر مجهولى قرار گرفتهاند و به پديدههايى برخوردهاند كه به اسرار آن پى نبردهاند لب به اعتراض نگشوده و با تواضع گفتهاند :