تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
« ندانستيم » دليل بر آن نيست كه آن چيز فايده‌اى « ندارد » . دو ) بر فرض پذيرفتيم كه اطلاعات بشر نسبت به اسرار خلقت به پايهء نهايى رسيده و بشر تمام صفحات كتاب قطور آفرينش را خوانده و فهميده و براى هر موجودى خاصيت و فايده‌اى پيدا كرده ، ولى دربارهء برخى از موجودات به فايده‌اى برخورد نكرده است ، در اين صورت بايد بگوييم : هرگاه دانشمندى كتاب قطورى كه ميليون‌ها صفحه دارد به دقت بخواند و تمام صفحات و سطور آن را حاكى از علم ، دانش ، هدف و حكمت نويسندهء آن بيابد ، ولى در آن ميان به چند كلمه يا چند سطرى برخورد كند كه از خواندن يا فهميدن آن عاجز و ناتوان‌بماند نبايد در اين هنگام ، درك نكردن خود را دليل بر بىمعنايى آن كلمه ياسطر بپندارد ، بلكه بايد حكمت ، علم و دانشى كه در بقيهء كتاب به كار رفته است دليل بر اين بگيرد كه اين چند كلمه و سطر هم معنايى دارد كه به درك آن نرسيده است . سه ) اتفاقاً علم و دانش بشرى به فايده و راز خلقت برخى از همين پديده‌ها كه مورد اعتراض قرار گرفته است ، پى برده و اعتراض را از ريشه ويران ساخته است ، زيرا امروز ثابت شده كه « لوزتين » نقش مؤثرى در ساختن گلبول‌هاى سفيد دارد و ميكروب هايى كه از راه دهان و يا بينى وارد گلو مىشوند در آن جا به وسيلهء آن گلبول‌ها از بين مىروند . علاوه بر اين بايد گفت : « لوزتين » قرنطينهء طبيعى بدن مىباشد ؛ زيرا تورم و التهاب آن زنگ خطرى براى انسان است كه او را بيدار كند تا در مقام مبارزه و معالجه برآيد ، و همين طور در لالهء گوش ثابت شده است كه در تشخيص جهت صوت و صدا و انتقال امواج صوتى شنوايى تأثير به‌سزايى دارد . به هر حال اگر ما براى موجود و يا موجوداتى فايده‌اى نيافتيم ، حق نداريم با عجله قضاوت كنيم و بگوييم : اين موجود هيچ فايده‌اى ندارد ؛ زيرا ندانستن ما دليل بر نبودن نمىشود .