تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
مخالف با اهداف واقعى خويش انجام ندهد . حكيم به اين معنا هم يكى از صفات خداى متعال است ؛ زيرا عوامل پديدآورندهء كارهاى قبيح ، زشت ، لغو ، عبث و مخالف با اهداف واقعى - كه جهل به زشتى عمل ، و يا نياز به آن و يا عجز از انجام ندادن آن است در خداى متعال وجود ندارد ، و خداى بزرگ از اين عوامل منزه و پاك است . حكمت به معناى مذكور لزوم اعزام پيامبران را از طرف خداى متعال ثابت مىكند ، و دانشمندان در توضيح آن مىگويند : خداوند بشر را براى هدفى آفريده است و اين هدف جز تكامل معنوى و روحى او چيزى نيست ، و چون انسان نمىتواند به خودى خود به اين هدف برسد ناچار بايد مربيانى از طرف خداى جهان بيايند تا آنان را به آن هدف رهنمون گردند ، بنابراين حكمت خداى حكيم ايجاب مىكند كه پيامبرانى براى مردم بفرستد ؛ زيرا در غير اين صورت هدف آفرينش تأمين نمىشود . قرآن مجيد خداوند را به صفت حكمت توصيف كرده است و آيات زير حاكى از حكيم بودن خداوند است : « رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلّا يَكُونَ لِلنّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً » ؛ « 1 » پيامبرانى نويد آور و بيم رسان تا براى مردم پس از برانگيخته شدن پيامبران مستمسك و حجتى بر خدا نباشد ( و بر مردم اتمام حجت شده باشد ) و خدا عزيز و حكيم است . « عالِمُ الغَيْبِ وَالشَّهادَةِ وَهُوَ الحَكِيمُ الخَبِيرُ » ؛ « 2 » داناى پنهان و آشكار است و اوست حكيم و آگاه .
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 165 . ( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 73 .