درس 24 : تثليث
اكنون كه دلايل يگانگى خدا را بيان كرديم ، شايسته است مقدارى دربارهء تثليث - كه اساس آيين كنونى مسيحيت را تشكيل مىدهد بحث و گفتگو كنيم . كمتر مذهبى در جهان مانند مسيحيت كنونى دچار ابهام ، تاريكى و پيچيدگى است و كمتر مسألهاى در اين آيين ، مانند تثليث مبهم و نامفهوم و يا به تعبيرى صحيحتر نامعقول مىباشد .
مرور زمان ، تكامل فكرى و كاهش تعصبهاى نارواى مذهبى ، دگرگونىهايى در افكار گروهى از دانشمندان مسيحى پديد آورده و سبب شده است كه ميان افكار جديد و معتقدات ديرينهء آنان فاصلهء عميقى به وجود آيد ؛ فاصلهاى كه به هيچ وجه نمىتوان آن را پر كرد .
آنان در برابر اين مطلب دو نوع فكر مىكنند و از اين دو طريق خود را قانع مىسازند :
1 . گروهى مىكوشند با به هم بافتن آسمان و ريسمان به معتقدات ديرينهء مسيحيت كه منطق كنونى بشر آن را رد مىكند رنگ منطقى دهند و آنها را بهصورت روز پسند در آورند ، چنان كه اين كار را دربارهء تثليث انجام دادهاند .
2 . گروهى ديگر خود را از چنگال يك رشته توجيه و تأويل رها ساخته حرف نامعقولترى مىزنند و مسألهء تضاد علم و دين را پيش كشيده و مىگويند : راه