تاريخ نشان مىدهد كه پس از درگذشت پيامبران راستين و يا در دوران غيبت آنان ، گروهى از پيروان آنان براثر اغواى ضلالتگران به بتپرستى روى آورده و توحيد و يگانهپرستى را - كه هدف اساسى پيامبران است ترك گفتهاند .
گرايش بنى اسرائيل به گوسالهپرستى ، از نمونههاى بارز اين موضوع مىباشد .
بنابراين تعجب نخواهيم كرد كه پس از رفتن مسيح عليه السلام موضوع سهگانه پرستى ، كه نوعى از شرك و بتپرستى است ، به محافل مسيحيان راه يافته است .
هم يكى است هم سه تا
اكنون بايد ديد كه مقصود از تثليث چيست ؟ روشنترين بيان براى حقيقت تثليث همان است كه در قاموس كتاب مقدس آمده است .
مؤلف اين كتاب مىنويسد :
طبيعت خدايى از سه اقنوم « 1 » متساوى الجوهر مىباشد ؛ يعنى خداى پدر ، خداى پسر و خداى روح القدس . خداى پدر خالق جميع كائنات است به واسطهء پسر ، و پسر ، فادى « 2 » و روح القدس پاك كننده است ؛ و لكن بايد دانست كه اين هر سه اقنوم را يك رتبه و عمل است .
اكنون بايد از پيروان اين مذهب پرسيد كه مقصود از اين حرف چيست ؟ ! آنچه در توضيح اين سخن تصور مىشود دو صورت بيشتر نيست و هيچ كدام از آن دو صورت مناسب مقام ربوبى نمىباشد .
1 . هر كدام از خدايان سهگانه وجودى مستقل دارند و هر كدام با وجود و تشخيص خاصى خودنمايى مىكنند ؛ مثلًا همانطور كه هر يك از افراد انسان در خارج براى خود وجود مستقل دارند و هر كدام داراى شخصيتى هستند همچنين
هامش
( 1 ) . اصل .
( 2 ) . كسى كه خود را فداى ديگران كرد .