جاى گفتگو نيست كه ثروت دنيا و امكانات مادى از عوامل خوشبختى انسان است كه در سايهء آن مىتواند رضاى خداوند را بهدست آورد و خود را از چنگال يك سلسله صفات نكوهيده و اعمال زشت و ننگين نجات دهد .
يك فرد متمكن ، در سايهء قدرت مالى مىتواند فقر را از محيط خود براند و به زندگى بينوايان و درماندگان سروسامانى بخشد و وانگهى مىتواند حريت و آزادى و عظمت و مناعت طبع خود را در سايهء بىنيازى از مردم به طرز صحيحى حفظ كند .
علل پارهاى از جنايتها و خيانتهاى اجتماعى و گاهى سقوط گروهى از دختران و زنان در منجلاب فساد ، فقر و نيازمندى است ، اگر چه برخى از اين اعمال غيرانسانى ، عللى غير از فقر و بدبختى نيز دارد .
بىجهت نيست كه قرآن مال را يكى از بزرگترين نعمتهاى الهى دانسته و آن را از بهترين كمكها معرفى مىنمايد ، چنان كه مىفرمايد :
« وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَبَنِينَ » ؛ « 1 »
خداوند شماها را در صحنهء زندگى با اموال و فرزندان كمك مىكند .
پيامبر اكرم در برابر گروهى كه از منطق واقعى اسلام آگاه نبودند و فقر و تنگدستى را بر نعمت و ثروت ترجيح مىدادند ، چنين مىفرمايد :
« نعم العون على تقوى اللّه الغنى ؛ « 2 »
مال دنيا بهترين كمك براى پرهيزگارى است » .
زيرا چنان كه گفته شد يك چنين افراد غالباً از يك نوع صفات مذموم
هامش
( 1 ) . نوح ( 71 ) آيهء 12 .
( 2 ) . من لا يحضره الفقيه ، ص 353 .