من رو به آن كسى مىكنم كه آسمانها و زمين را آفريده و از آيين توحيد پيروى مىكنم و از مشركان نيستم » .
و در آيهء ديگر مىفرمايد :
« قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 1 » ؛
آيا جز خدا كسى را ولىّ خويش بدانم ، در حالى كه كسى جز او آفرينندهء آسمانها و زمين نيست » .
بنابراين از اينكه خدا آفرينندهء آسمانها و زمين و مالك پهنه هستى است و بر عالم خلقت تسلط و استيلا دارد ، گواه بر آن است كه هرگز براى او شريكى در تدبير جهان خلقت نيست .
و باز از اينكه آفرينش آسمانها و زمين از آن اوست ، مستلزم آن است كه سرچشمهء تمام هستى ، او باشد و ولى و سرپرستى جز او تصور نشود ، بايد در ستايش و پرستش جز او را نپرستيم .
نتيجه اين مىشود كه : جملهء
« لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ؛
براى اوست فرمانروايى آسمانها و زمين » گواه و دليل بر جملهء
« وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ ؛
براى او در تدبير جهان ، شريكى نيست » است .
هامش
( 1 ) . همان ، آيهء 14 .