الف ) شرك در ذات خدا در برابر توحيد ذات است . مقصود از « توحيد ذات » اين است كه ذات خدا يكى است و تعدد برنمىدارد ؛ در برابر آن ، تعدد و شرك در ذات ، اين است كه براى ذات خدا همتايى فرض كنيم . در اين مرحله و همچنين مرحلهء بعد ، مشركان شبه جزيره با پيامبر اسلام اختلاف نداشتند ، اختلاف و سرسختى آنها در مراحل سوم و چهارم بود كه يادآورى مىكنيم .
ب ) شرك در خلقت و آفرينش آسمانها و زمين به اين معنا كه مجموع جهان ، مخلوق دو آفريدگار مستقل باشد كه هركدام مستقلا گوشهاى از جهان را آفريده است و يا با همكارى هم عالم آفرينش را پديد آورده باشند ؛ در اين مرحله ، مشركان عصر رسالت با پيروان مكتب توحيد همفكر و همگام بودند ، يعنى اينگونه شرك را قبول نداشتند و قرآن مجيد به اين مطلب تصريح مىكند و مىفرمايد :
« وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ
« 1 » ؛
اگر از آنان بپرسى كه آسمانها و زمين را چه كسى آفريده است ، همگى مىگويند : خدا » « 2 » .
بنابراين ، مشركان عرب در اين دو مرحله با اهل توحيد هم عقيده بودند ، بلكه شرك مشركان - مخصوصا در آيين مجوس - مربوط به تدبير جهان آفرينش بود كه تصور مىكردند برخى از
هامش
( 1 ) . لقمان ( 31 ) آيهء 25 .
( 2 ) . مضمون اين آيه در سورههاى عنكبوت ( 29 ) آيهء 61 و 63 و زمر ( 39 ) آيهء 38 و زخرف ( 43 ) آيهء 9 آمده است .