( چه خداوند و چه انسانها ) براى گناه تعيين مىگردد و هدف از آن ، همان اصلاح اجتماع است .
2 . كيفرهاى دنيوى
مقصود از كيفرهاى دنيوى ، همان اثر وضعى گناه است كه خواه ناخواه دامنگير فرد گنهكار مىگردد : مرد شرابخوار با نوشيدن الكل ، سلامت و تندرستى خود را به خطر مىافكند و زمينهء بيماريهاى فراوانى را فراهم مىسازد و چيزى نمىگذرد كه با كبد ورم كرده و اعصاب كوفته و شريانهاى تصلب يافته ، در گوشهء بيمارستان جان مىدهد . در اين مورد ، ميان كيفر و گناه ، رابطهء علت و معلولى وجود دارد ، يعنى كيفر ، اثر پديد آمده از خود گناه و بازتاب و نتيجهء آن است . مثال ديگر : « قمار » موجب گسترش عداوت و ناراحتى اعصاب است ؛ اعمال منافى عفت ، سرانجام انسان را به بيماريهاى گوناگون دچار مىسازد و . . . در اين موارد ، كيفر ، نتيجه و به اصطلاح معلول خود گناه است و در پرتو آن پديد مىآيد .
3 . كيفرهاى اخروى
كيفرهاى اخروى ، همان است كه پيامبران آسمانى آنها را از طريق وحى گزارش دادهاند در اين نوع كيفرها ، گناه ، پديدآورندهء كيفر نيست و هرگز ميان كيفر و گناه ، رابطهء علت و معلولى