بايد ديد مقصود از اين خواست چيست ؟ هرگز مقصود اين نيست كه آنان تنها دعا مىكنند ، ولى در مقام عمل ، دست آنان در انجام گناه باز است ، بلكه مقصود اين است كه با تمام ذرات وجود خود از خداوند چنين چيزى را مىخواهند و نه تنها با زبان ، دعا مىكنند كه از طريق محدود ساختن چشم و گوش و دست و پا از حرام با تمام ذرات وجود خود از خداوند مىخواهند كه آنان را به عذاب دوزخ مبتلا نسازد .
« يوسف صديق » نه تنها از طريق زبان ، درخواست نجات از گناه كرد و گفت :
« . . . رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ
« 1 » ؛ پروردگارا ، زندان براى من بهتر از [ آلودگى ] است » بلكه همراه با دعاى زبانى ، عملا نيز تمام دامهايى را كه « زليخا » بر سر راه او قرار داده بود ، در هم كوبيد و تسليم ديو شهوت نگرديد و زندان را بر گرفتارى در منجلاب شهوت ترجيح داد .
كيفرهايى كه در كمين گناهكاران است
مجازات و كيفرهايى كه دامنگير افراد مىشود ، بر سه نوع است :
1 . كيفرهاى قراردادى
كيفرهاى قراردادى ، كيفرهايى است كه از جانب قانونگذار
هامش
( 1 ) . يوسف ( 12 ) آيهء 33 .