بازگشت به سوى ما است .
آرى ، گاه اسبابى طبيعى و ظاهرى براى زندگى و مرگ وجود دارد ، ولى واقعيّتى كه از ذهنهاى ما پنهان مىماند اين است كه زندگى و مرگ و بعث به دست خدا است ، و بعضى از اين حقايق سه گانه سبب اثبات بعضى ديگر است . و اگر كافران در وجود پيدا كردن و زندگى خود بينديشند ، به آن رهبرى خواهند شد كه خدا ايشان را به وجود آورده ، و او است كه آنان را مىميراند ، و سپس بار ديگر در قيامت آنان را زنده مىكند ، و نه چنان است كه خود گمان مىكنند و مىگويند :
ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ
اين نيست مگر زندگى كه مىميريم و زنده مىشويم و چيزى جز دهر ما را هلاك نمىكند و به اين علمى ندارند و جز به پندار چيزى نمىگويند » . « 80 » / 504 [ 44 ] مشكل ژرف آدمى كه سبب كافر شدن او به بعث يا شك كردن در آخرت مىشود ، شكّى است كه دربارهء قدرت خدا دارد ، و سبب آن نگرش محدود وى نسبت به زندگى است ، و به همين سبب همچون در اين سوره اين امر را مستبعد مىشمارد كه پس از مردن و خاك شدن آدمى و پوسيدن استخوانهايش بار ديگر به صورت انسانى تمام معيار در آيد ، و لذا خدا در اين خصوص تأكيد مىكند و مىگويد :
يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِراعاً ذلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنا يَسِيرٌ
روزى كه زمين به شتاب از روى ايشان شكافته مىشود ، برانگيختنى است كه بر ما آسان است .
به همان گونه كه زمين از روى قارچ و گياه مىشكافد و آنها از خاك سر بيرون آورند ، ولى اين عمل در مدت زمانى بسيار كوتاه صورت مىگيرد ، و ناگهان همگان بيرون آمده از گور ايستادهاند و نگاه مىكنند ، و اين از دشوارترين ساعتها
هامش
( 80 ) - الجاثية / 24 .