كنند ، و فشار وارد كردن بر او به اين منظور كه نگرشها و شهوات نفسانى خود را بر او تحميل كنيد روا نيست ، چه اين با مصلحت شما سازگارى ندارد .
لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ
اگر در بسيارى از امور اطاعت شما كند ، حتما به سختى و مشقّت گرفتار خواهيد شد ، و چگونه مىتواند مشقت و عنت به ايشان نرسد در حالى كه با علم به مخالفت برخاسته و به جهل روى آوردهاند .
در خبر در اسباب نزول اين آيه چنين آمده است :
نخست : اين كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله وليد بن عقبه را براى گرد آوردن صدقات به سوى طايفهء بنى المصطلق فرستاد ، و چون او را ديدند با خوشامدگويى نزد او آمدند ، ولى از ايشان بيمناك شد و ترس او را فرا گرفت ، چه ميان او و ايشان يك دشمنى قديمى وجود داشت و مىترسيد كه او را به قتل برسانند ، يا در جان خود كينهاى نسبت به آنان داشت ، پس خواست به مكرى با ايشان بپردازد ( يا به اين كار تظاهر كرد ) و به همين سبب به نزد پيغمبر بازگشت و به او خبر داد كه آنان از دين برگشتهاند .
سپس پيامبر ( ص ) خالد بن وليد را روانه كرد و از او خواست كه دربارهء ارتداد آنان به تحقيق بپردازد و شتاب به خرج ندهد ، و او شب هنگام به محل آنان رسيد و بازجويان خود را روانه كرد و آنان براى او خبر آوردند كه مردم متمسك به اسلامند ، و بانگ اذان و نماز ايشان شنيده شد ، پس چون بامداد شد خالد به نزد ايشان آمد و از درستى آنچه برايش خبر آورده بودند آگاه شد و به نزد پيغمبر بازگشت و او را با خبر كرد ، پس اين آيه نازل شد و پيامبر خدا مىگفت : « درنگ و تأنى از خدا است و شتابزدگى از شيطان » . « 16 » / 380 از بعضى از اخبار چنين بر مىآيد كه گروهى از مسلمانان از پيغمبر چنان مىخواستند كه پيش از تحقيق دربارهء ايشان به جنگ با آنان بپردازد ، و شايد اين
هامش
( 16 ) - نقل از القرطبى ( با تصرف ) ، ج 16 ، ص 311 .