زمين خرامان و با تكبّر راه مرو ، مقصود از آن همهء پولها است و بنا بر اين مىتواند مقدارى از آن را بدهد و مخالف وعيد عمل نشده است ، و نهى از نوشيدن شير بايد مقارن با خوردن ماهى باشد ( يا همهء نهى از جمع كردن بين آن دو است ) و به همين گونه نهى از راه رفتن همراه با ناز و تكبر است نه همه چيز .
شرط نيز چنين است ، پس چون گفته شود : اگر صبح به ديدارم بيايى گراميت مىدارم ، يا اگر از بلاى رسيدهء به ديگران شادمان شوى از تو دورى خواهم كرد ، اين شرط به تنگترين حلقههاى سخن تعلق مىگيرد ، يعنى در هنگام صبح گراميت مىدارم ، و در هنگام شادمانى از بدبختى ديگران تركت مىكنم ، و در اين نيز شرط چنين است : هنگامى كه فاسقى خبر براى شما آورد . . . كه در آن شرط مقصود است و هدف از آن محدود كردن نتيجه به تنگترين حدها كه آن فاسق بودن آورندهء خبر است ، و به همين سبب پيشينيان گفتهاند كه : اين از مفهوم شرط است نه از مفهوم وصف ، و خدا دانا است .
پنجم : آيا مقصود از تبيّن چيست ؟ ظاهرا هر اسلوبى را شامل مىشود كه انسان را به حالت وضوح و آشكارى مطلب مىرساند ، و چون خدا همهء مؤمنان را با اين كلمه مخاطب قرار داده ، مفهوم تبيّن نيز عرفى خواهد بود ، به معنى اين كه نفس انسان معمولى به آن اطمينان پيدا كند ، تا شك معقولى در آن باقى نماند كه عقلا آن را به عنوان حجت بودن در نزد خدا براى موضوعها كافى مىدانند .
/ 378 پس خواه بيّنه ( گواهى دو عادل ) باشد يا شياع مفيد براى اطمينان حاصل كردن ، يا گواهى كارشناسان از خلال مجموعهء متراكمى از گواهيها و آثار ، يا خبر عاقل عادل ، اينها همه از گونهء تبيّن در نزد عاقلان به شمار مىرود . . . ولى عقلا ، در صورتى كه اوضاع و احوال جارى باعث ايجاد شك در شخص باشد ، همچون اين شايعه كه اعتقاد بر آن است كه منشأ آن شايعهاى مغرضانه است و سبب اطمينان خاطر نمىشود ، ديگر حجت نيست .
به همان گونه كه خبر عادل دربارهء چيزى كه در نزد غير او مخفى نمىماند ، اگر در اظهار آن تنها بوده باشد ، همچون اين كه شخص بگويد كه فلان خبرگزارى
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 377
مساهمون: احمد آرام
ص٣٧٧