حتى در آن هنگام كه شيطان اين نگرش نادرست را به جانهاى ما مىاندازد ، روا نيست كه آن را آشكار سازيم ، و بعضى از ما به عيب جويى از بعضى ديگر بپردازند يا ميان خود با لقبهاى زشت و قبيح با يكديگر رو به رو شويم . مگر ما مسلمان نيستيم و خدا قلبهاى ما را از هر ناپاكى پاك نكرده است ؟ پس چرا بايد بعضى از ما ديگران را با نامهاى فسق بنامند در صورتى كه پروردگار ما را به نامهاى اسلامى از تراز بالا نامگذارى كرده است ؟ پس از ايمان آوردن نام بردن از فسوق و نافرمانى بد است ( 11 ) .
اگر به دنبال شكها و توهمات و پندارهايى روانه شويم كه از كينهها و حالات روانى يا شايعات مغرضانه سرچشمه مىگيرد ، روابط ميان خودمان را با يكديگر خراب كردهايم ، و به همين سبب اسلام به آن فرمان مىدهد كه از بسيارى از گمانها اجتناب كنيم ، و مىگويد كه پارهاى گمانها گناه است ، كه شايد همان باشد كه از طريق تجسس و جاسوسى به دست مىآيد ، و نبايد آن گمانها را اساسى در زندگى خود قرار دهيم ، و اگر گمان بدى براى ما پيدا شود ، نبايد به تحقق بخشيدن و اثبات آن بپردازيم ، و به همين جهت است كه دين ما را از اين كار باز مىدارد و مىگويد :
وَ لا تَجَسَّسُوا
به تجسس و جاسوسى نپردازيد » ، و اگر از عيب پوشيدهاى از برادرمان با خبر شديم ، نبايد با غيبت در پشت سر او به شايع و علنى كردن آن بپردازيم ، چه آن بدان مىماند كه كسى گوشت برادر مردهء خود را بخورد . آيا اين كار تجاوز به شرف و كرامت و آبروى او نيست ، و آيا آبروى او بزرگتر است يا بدنش ( 12 ) ؟
ه : سپس سياق شالودهء توحيد را مىريزد كه مخالف با هر نوع تمايزى مادى ميان انسانى و انسان ديگر است ، و پروردگار ما تأكيد مىكند كه اصل بشريت يگانه است و از آدم و حواء به وجود آمده ، / 360 و بنا بر اين فخر كردن به نسب شايسته نيست ، و حكمت در اين كه مردمان به صورت ملتها و قبيلهها در آمدهاند ، اين است كه بهتر بتوانند يكديگر را بشناسند و منظور آن نبوده است كه از يكديگر ببرند يا بزرگواريهاى خويش را با يكديگر به مسابقه گذارند ، پس چون يكديگر را