تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
عمل قربانى خود را به انجام برساند ، و عمر گفت : يا رسول اللَّه ! من خويشاوندى در آن جا ندارم و به سبب دشمنى سختى كه با آنان دارم براى رفتن به مكه بسيار بيمناكم ، ولى كسى را به تو نشان مىدهم كه براى اين كار از من شايسته‌تر است : عثمان بن عفّان ، و او گفت : راست گفتى ، و پيغمبر ( ص ) عثمان را نزد ابو سفيان و بزرگان قريش روانه كرد تا به آنان بگويد كه براى جنگ نيامده است ، بلكه قصد وى زيارت اين خانه است و حرمت آن را مراعات خواهد كرد ، پس قريش عثمان را نزد خود محبوس كردند ، و خبر چنان به رسول اللَّه ( ص ) و مسلمانان رسيد كه عثمان كشته است ، « 11 » پس او گفت ( ص ) : از جاى خود حركت نمىكنيم مگر اين كه به كار زار با ايشان بپردازيم ، و مسلمانان را به بيعت خواند ، و خود به نزديك درختى رفت و بر آن تكيه كرد ، و مردمان يكا يك با او به نبرد با مشركان و فرار نكردن از ميدان جنگ بيعت كردند . عبد اللَّه بن مغفّل گفت : من در آن روز بالاى سر رسول اللَّه ( ص ) ايستاده بودم و در دست خود شاخه‌اى از درخت سمرة ( درختى خاردار است كه در سرزمينهاى گرم مىرويد ) داشتم تا با آن از او در ضمن بيعت حمايت كنم ، و با آنان بيعت نكردند كه تا رسيدن مرگ به جنگ ادامه دهند ، بلكه بيعت براى آن بود كه از جنگ نگريزند ، و چون در اين حال بودند كه بديل بن ورقاء خزاعى همراه با چند نفر از خزاعة كه از دوستان خالص و راز دار رسول اللَّه ( ص ) از مردم تهامة بودند فرا رسيدند و بديل گفت : من كعب بن لؤى و عامر بن لؤى را ديدم و دريافتم كه آنان به جنگ با تو بر خواهند خاست و از رفتنت به خانهء خدا جلوگيرى خواهند كرد ، پس رسول اللَّه ( ص ) گفت : « ما براى جنگ نيامده‌ايم ، بلكه قصد ما حجّ عمره بوده است ، و قريش را جنگ خسته و رنجور كرده و به ايشان زيان رسانده است ، پس اگر بخواهند مدتى با ايشان قرار مىگذارم كه مرا و مردم را به حال خود واگذارند ، و اگر خواهان آن باشند كه به آنچه مردم در آن داخل شده‌اند در آيند چنان كنند ، و گرنه به استراحت بپردازند ، و اگر از اين امتناع ورزند ، سوگند به آن
هامش
( 11 ) - و در چنين اوضاع و احوالى معمولا از اين قبيل شايعات رواج مىيابد .