تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
مىآورد ، و چه زيانى بالاتر از محروم ماندن از چنين غنيمتى است كه عبارت از پاداش خدا و خرسندى او از بنده است ؟ و فرمان دادن خدا به انفاق دليل بر نيازمندى او به آنچه مالك آنيم نيست ، بلكه اين همه براى نيازمندى شديد خودمان به رضوان و خرسندى خدا از اعمال ما است .
وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ
و خدا بى نياز است و شما فقيران و نيازمندانيد . و چون فقير و محتاجيم ، پس بر ما واجب است كه انفاق كنيم تا خدا به فضل خود ما را بى نياز سازد .
وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ
و اگر از انفاق خوددارى كنيد ، خدا گروه ديگرى را جانشين شما خواهد كرد كه همچون شما نباشند . چون امتى در بخشندگى بخل ورزد ، پروردگار آن امت را با امتى ديگر جانشين خواهد كرد كه از اموال خود انفاق مىكنند ، و به جهاد در راه خدا مىپردازند ، و از فداكاريهاى پياپى دريغ ندارند ، و بردبارى و استقامت به خرج مىدهند . / 278 توفيق حمل رسالتهاى الاهى شرفى بزرگ است كه خدا آن را تنها به كسانى عنايت مىفرمايد كه آمادگى پرداختن بهاى آن را داشته باشند ، و بهاى آن شركت كردن در جهاد و انفاق مال است ، و چون ملتى از اين لحاظ ضعيف شود ، خدا امت ديگرى را به جاى ايشان بر مىگمارد ! و دربارهء اين قسمت از آيه روايتى هست كه اغلب مفسران آن را از راههاى گوناگون نقل كرده‌اند : از ابو هريره روايت شده است كه گفت : گروهى از اصحاب رسول خدا ( ص ) به او گفتند : يا رسول اللَّه ! آن كسان كه خدا از ايشان در قرآن ياد كرده چه كسان‌اند ؟ و سلمان در كنار رسول اللَّه ( ص ) نشسته بود ، پس پيامبر ( ص ) دست خود را بر ران سلمان زد و گفت : « اين و قومش ، و سوگند به آن كه جان من دست او است ، اگر رسيدن به ايمان بسته به دست يافتن به ثريا مىشد ، مردانى از فارس ( ايران ) به آن دست
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 277 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي