هنگام كه خدا از طريق فرستادگانش به ايشان بيم مىدهد ، از آنها دورى مىجويند ؟
شايد مهمترين قضيهاى كه در قرآن مورد بحث قرار گرفته ، همين قضيه باشد ، چه بدون رسيدگى و تحقيق دربارهء آن انسان به دانش و فرزانگى نخواهد رسيد .
و پرسش چنين است : چه حجابهايى است كه چشمان خلق را مىپوشاند و آنان را از ديدن اين حقايق محروم مىسازد ؟
/ 118 شمارهء آنها زياد است و شايد سياق در سورهء احقاف با تمركز بخشيدن به بعضى از آنها ، همچون در ديگر سورهها ، بتواند به اين پرسش پاسخ دهد .
اولا : شرك است كه با خواندن مردمان به سوى غير خدا صورت مىگيرد ، و قرآن در اين مورد پرسشى طرح مىكند و مىگويد : آيا آنچه به آن دعوت مىكنند ، چيزى از زمين آفريده ، يا سهمى در گرداندن آسمانها داشته است ؟
هرگز . . . و سپس شركا تا روز قيامت دعوت آنان را اجابت نمىكنند ، و در روز حشر دشمن ايشان خواهند بود .
ثانيا : بار كردن تهمتها ( و احكام ساختگى و باطل ) بر رسالتها و رسولان ، كه مردمان را از شناخت حقيقت آنان محجوب نگاه مىدارد ، پس به تهمت و افترا مىگويند كه آنها سحر است .
چگونه مىتواند كسى افترا بزند در صورتى كه قدرت خدا محيط بر هر مفترى است ، و او بر هر چيز علم دارد ، و بر راستى رسالت گواه ؟ ! و اين رسول نوخاسته و بى سابقه نبود و خدا پيش از او پيامبران پيشين را به رسالت مبعوث كرده بود ، و سپس كار رسول منحصر به ابلاغ پيام است ، و بعضى از علماى بنى اسراييل به صدق او گواهى دادهاند ، در صورتى كه نادانان در برابر او به استكبار برخاستند ، و گاه رشك و كينه و تعصب در برابر صاحب دعوت سبب كفر ورزيدن به رسالت مىشود ، ولى چرا بايد انسان نفس خود را از حق به سبب ايستار شخصى خود نسبت به كسى كه او را به آن رسالت دعوت مىكند محروم سازد ؟ و اساسا : چرا انسان با
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 112
مساهمون: احمد آرام
ص١١٢