اشعار آيتاللَّه سيدعلىقاضي
از روز پيشين در جوامع اسلامى ، شعر و ادبيات با تفسير و حديث و فقاهت پيوندهائى داشته و دارند . چه بسيار از مجتهدان و عالمان اسلامى كه نام آوران شعر بودهاند . و بر تارك ادبيات غنّى فارسى و عربى اشعار نغز و گرانمايه دانشمندان اسلامى چونان : سيدرضى ، شيخ بهائى ، ملا احمد نراقى ، فيض كاشانى ، ملاهادى سبزوارى ، شيخحر عاملى و . . . مىدرخشد . آقا سيدعلى قاضى در عرصه شعر و ادب نيز حضور بىشائبه داشت . از اين رو شخصيت ادبى و شعرى او نيز نبايد مورد غفلت واقع شود . اشعار به جا مانده از ايشان ، بيانگر اين است كه او شاعرى توانا و زبر دست و اديبى ماهر بود . اشعار او بيشتر حاوى نكات اخلاقى ، عرفانى ، حكيمانه و مرايح و مناقب اهل بيت - عليهمالسلام - مىباشد . آن بزرگوار در آخر بعضى از اشعار خود « مسكين » تخلص نموده است .
غديريه به زبان فارسى
شاد باش اى دل كه شاد آمد غدير * هم مخور اندوه كه آيد دير دير
روزهايت زوجه نوروز است عيد * ليلةالقدر است شبها بىنظير
كىِ توانى مدح اين فرخنده گفت * يا كه گردد لطف يزدان دستگير
بس درود كردگار اوّل بكوى * تا شود مدح و ثنايت دلپذير
گفتمش اينجا دوئى از جادوئيست * چشم خود سرمه نگر دستى تو دير
بس غدير اى جان در او اسرارها است * نقطه او ، عالم به گردش مستدير
مدح مداحان عالم آن اوست * كه فرو ماند در او عقل دبير
روز فضل و فصل و أصل روزها است * شادى عشاق جان و دل اسير
روز ألطاف است از يزدان پاك * فرشى از سندس ، لباسى از حرير
روز جنات است و غلمان و قصور * سلسبيل جارى از عرش كبير
باغها از قدرت حق ساخته * نه در او حرّ و نه ضدّش زمهرير . . .
بازگو آخر چه بود اى جان دل * از چه از شادى نتانى گشت سير