هزار دشمن اگر مىكنند قصد هلاك * به دوستى تو از دشمنان ندارم باك « 1 »
حيف از اين است كه احاوله بنىنوع انسان از اين معنى غافلند و غافليم . و على نفسه فليبكالباك وليندبالنادب من ليس له فى ذلك حظّ ولا نصيب . . . . و من نمىدانستم كه اين كار به اينجا مىكشد ، و الا غلطها مىكردم و زير بار اين بار نمىرفتم . [ اشاره به 160 لير قرض ] تا حال در اين شهر غربت به نحوى با آبرو و احترام به سر برده بودم و بنا نبود كه بنده صد و شصت ليره از مال مردم بگيرم و در عوضش به دفعالوقت و امروز و فردا و ماه ديگر بگذرانم . فانالله و انا اليه راجعون . « 2 » و به حضرتعالى لومى نيست ابداً ، لوم بر نفس خود بنده است . چه بنويسم و چه بگويم ؟ عسيالله ان يأتي بالفتح اوامر من عنده قريب . « 3 » اظهار حزن و بثشكوى ثمرى ندارد و هو حسبى و نعمالوكيل .
فقلت له روحى فداك و مقصدى * رضاك و ما تختار لى فهو خيرتى
. . . هر بلبلى بنوايى در اين بوستان به سر برد .
والكل منه و به و له و اليه و ماكان كَأن لميكن و لايبقي الا وجهه الكريم . . .
هامش
( 1 ) - از حافظ است . در نسخههاى معتبر چنين آمده است :هزار دشمنم ار مىكنند قصد هلاك * گرم تو دوستى ، از دشمنان ندارم باك( ويراستار ) .
( 2 ) - تضمينى از سورهبقره : 156 . ترجمه : پس ، ما از خداييم و به سوى او برمىگرديم . حرف فاء در آغاز جمله افزوده مرحوم قاضى است .
( 3 ) - تضمينى از سوره مائده : 52 . ترجمه : « اميد است خداوند پيروزى يا هر چه خود مىداند به زودى نصيب نمايد » . كلمه قريب را مرحوم آقاى قاضى افزودهاند . .