ولو على جمع منهم ، در ظهور است و مردم اين صفحات يا غالب و هارب و غيرمقهور است و يا اين كه مظلوم و پابسته و ظلم همگنان را متحمل است . حاصل آن كه به شدت هر چه تمامتر مردم را به شماره مىآرند ، يعنى اطفال و نسوان را هم ، تابعد چه ظاهر شود و علما و سفراى كرام در مقام رفع آن آمدهاند تا بعد چه شود ؟ و اما ايران كه بر جنابعالى معلوم است . كيف كان . . . تعليقه جنابعالى را با دو طغرى به جناب مستطاب آقاى ميرزامحمد داماد دامبقاه داده بىاسناد و تصحيح به قدر ضرورت نشر واقع و گرنه خود مىدانيد كه حقير خارج فوج و حابط از اوج از اول منقطع بوده و رفته رفته زياد مىشود به كلى خانهنشين محض و محض خانهنشين و جز از مختصر بحثى ندارد . . . . و اما تأسفات حضرت مستطاب عالى از عدم انتظام امور حقير و پيش نرفتن بعضى مقاصد ؛ حق است ، جنابعالى مرحمت دارند و مىدانند بعضى امور را كه ديگران نمىدانند . . . ، مثلًا مدتى است مكى « 1 » به حرارت ناخوش است و بهترين معالجات اين است كه مدتى به شريعه رفته بمانند ، ولى ما مكان نداريم و اجارهخانه كمتر از شبى سه چهار قران امكان ندارد و در عين وجود سبب از نيل به مقصود محروميم . علاوه بر تفاقم هموم ديون و غيرآن كه از اعادهاش عاجزم : نيابي تو بر بند يزدان كليد ، « 2 » بايد بميرى و بدمى ! واللهالمستعان علي كل حال و هوالمحمود في
هامش
( 1 ) - مكى ظاهراً نامخانوادگى نخستين فرزند پسرشان سيدمحمدتقى بوده است كه به تصريح نويسندة محترم آقاى گلىزواره در مكه متولد شده و درآيت الحق ج 1 : ص 437 نيز از سيدتقى مكى نام برده شده است .
( 2 ) - از شاهنامة فردوسى است و مىتوان آن را ناظر به مذهب تشيع شاعر و اعتقاداتش در حوزة كلام شيعى دانست .چو پروردگارش چنين آفريد * نيابى تو بر بند يزدان كليدقياس شود با - بند آهن را توان كردن جدا / بند غيبى را نداند كس دوا ( مثنوى ) .
- گرهى را كه دست يزدان بست / كى تواند كسى كه بگشايد ( ناصرخسرو ) ( ويراستار ) . .