نامه شماره 7
اين نامه بدون تاريخ است و احتمال دارد مربوط به سال 1323 باشد كه آغاز جريان مشروطه در ايران بوده و هنوز جريان حوادث براى علماى نجف روشن نبوده است و به همين جهت در ضمن نامه توصيه به عدم دخالت شده است .
« . . . اجوبة مطالب مندرجه تعليقهمطاعه را فصلًا بعد فصل جسارت مىنمايد ؛ فصلى از سختى روزگار شكايت رفته بوده و حق با جنابعالى بوده و نيست : اما بوده معلوم است و اما نيست ؛ كه خداوند احديت جلجلاله بر جميع خلق در هر زمان راه مفرّ قرار داده و هو الثق - ة بالله و ما ديده و شناخته خودمان را در بلا مىاندازيم و سختى را به جان مىخريم . و اما فقره مشروطه و اين ابتلا گوناگون ؛ تا به حال حقير را معلوم نشده كه اولياى اين امر كهها هستند و درجهتدين و ايمانشان به چه پايه است ، اين قدر مىدانم كه صحبتى مىشود ، حق تعالى عاقبت امر را خير نمايد ، فقر با ديندارى هزار درجه بهتر است از غنا با بىدينى . اگر مرادشان ترويج امر شريعت و اعلاى كلمهحق است ؛ نصرهمالله ، و الّا حق تعالى بزرگتر از اينان ؛ طغاة و جبابره و اعدا دين را از زمين برداشته و پامال نموده است .
چنان كه اين ايام مقدمهمظالم تازه بر اهل عراق وارد مىشود و تعداد نفوس و تأسيس بعضى قوانين كشورى و لشكرى و تسويه ما بين عرب و عجم ،