بدين سان دانش الهى امام كه از حدّ و مرز دانش مردم گذر كرده ، خود دليلى است بر اينكه او از جانب خدا مؤيد و امام و حجّت تمام مردم روى زمين است .
اين علم چگونه حاصل مىشود ؟ آيا از طريق حديث از رسول خدا ، از جبرئيل ، از خدا حاصل شده و يا از طريق ثبت آن در صحيفه دل و دميدن آندر روح پديد آمدهاست و يا از طريق ستونى نورانى كهامام بدان مىنگرد و هر گاه خدا بخواهد او چيزى را در مىيابد يا آنكه با نزول روح كه بزرگترين فرشتگاناست ، در شبقدر بر امام ، امور بر او آشكار مىشود ؟ !
تمام اين موارد و چه بسا راههاى ديگرى كه ما از آنها آگاهى نداريم ، مىتواند براى تحصيل علم غيب توسّط امام درست باشد و نيازى نداريم براى شناخت جزئيات و تفاصيل اين امر خود را به مشقّت اندازيم بلكه در اين باره همين اندازه كافى است كه امام به اذن خداوند از آنچه بر مردم پوشيده و پنهان است ، آگاهى مىيابد و خداوند بدين وسيله بر آنان منّت مىنهد و مردم بايد از آنها اطاعت كنند .
در حديثى از امام صادق عليه السلام در اين باره آمده است :
« به آنحضرت عرض كردم : دانش شما از چه راهى حاصل مىشود ؟
فرمود : اين دانش ميراثى است از رسول خدا صلى الله عليه و آله و على بن ابىطالب .
گفتم : يعنى بگوييم كه دانش در دل شما افكنده و يا در گوش شما خوانده مىشود ؟ گفت : ممكن است چنين باشد » . « 1 »
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 2 ، ص 174 .