ابراهيم به كجا مىروى ؟ گفت : به قبا . امام پرسيد : براى چه كارى ؟
گفت : ما در هر سال خرما مىخريم . اينك مىخواهم نزد مردى از انصار بروم و مقدارى خرما از او بخرم . حضرت پرسيد : آيا از آفت ملخ آسوده خاطرى ؟
امام پس از اين سخن وارد مدينه شد و من نيز به راه خود رفتم . اين ماجرا را براى ابو العز باز گفتم و او گفت : به خدا امسال درخت خرما نمىخريم . پنج روز سپرى بود كه ملخ آمد و تمام خرماهاى نخلستان را از بين برد . « 1 »
دانش امامت
شالودهء رسالتها و مكاتب آسمانى بر اساس ايمان به غيب استوار شده است بارزترين نمودهاى آن ، علم غيب بندگان مقرّب خداست . آيا كتابى كه به پيامبر وحى مىشود و مردم را به پيروى از او امر مىكند ، از ناحيه غيب نيست ؟
چگونه خداوند تمام اين مكاتب بزرگ آسمانى و اين كتاب عظيم ( قرآن ) ، كه جهانيان را به رويارويى فراخوانده تا يك سوره و يا چند آيه همانند آن را بياورند ، به پيامبر امى خويش آموخته است ؟ !
ما در قرآن مىخوانيم كه حجّت عيسى بن مريم عليه السلام بر مردم دورانش آن بود كه ايشان را از آنچه در خانههايشان انبار كرده بودند ، خبر مىداد .
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 48 ، ص 46 .