« و كسانى كه بعداً ايمان آوردند و هجرت كردند و با شما جهاد نمودند ، از شما هستند ؛ و خويشاوندان نسبت به يكديگر ، در احكامى كه خدا مقرّر داشته ، ( از ديگران ) سزاوارترند ؛ خداوند به همه چيز داناست . »
حديث شريف :
1 - جهم بن حميد مىگويد : به ابا عبداللَّه عليه السلام گفتم : خويشانى دارم بر غير مذهب من ، آيا ايشان بر من حقّى دارند ؟ ( آنحضرت ) فرمودند :
« نعم ، حقّ الرحم لا يقطعه شيء ، وإذا كانوا على أمرك كان لهم حقّان ؛ حقّ الرحم وحقّ الإسلام » « 1 » .
« آرى ، هيچ چيز نمىتواند موجب قطع حقّ خويشى شود ، حال آنكه اگر بر مذهب تو بودند داراى دو حقّ مىشدند ؛ حقّ خويشى و حقّ اسلام . »
2 - در حديثى از امام صادق عليه السلام اين گونه نقل شده :
« إنّ رجلًا أتى النبيّ صلى الله عليه و آله فقال : يا رسول اللَّه ، إنّ لي أهلًا قد كنت أصلهم وهم يؤذوني ، وقد أردت رفضهم ، فقال له رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : إذن ، يرفضكم اللَّه جميعاً . قال : وكيف أصنع ؟ قال النبيّ : تعطي من حرمك ، وتصل من قطعك
، وتعفو عمّن ظلمك ، فإذا فعلت ذلك كان اللَّه عزّوجلّ لك عليهم ظهيراً » « 2 » .
« مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمده و گفت : اى رسول خدا ! خانوادهاى دارم كه با وجود اينكه با آنها پيوند خوبى داشتم مرا آزار مىدهند ، اكنون مىخواهم دست
هامش
( 1 ) - اصول كافى ، ج 2 ، ص 157 ، ح 30 .
( 2 ) - بحارالأنوار ، ج 71 ، ص 100 و 101 ، ح 50 ، كتاب العشرة ، باب صلة الرحم .