بدنهاى متعدّدى تقسيم شده . پس ( انسانها ) براساس آن گردهم مىآيند و براساس ان يكديگر را دوست مىدارند ، و سپس ( آن روح ) از جايگاههاى متعدّد خارج شده و دوباره يگانه مىشود و به نزد يگانهاى باز مىگردد . »
2 - آن حضرت همچنين در روايت ديگرى فرمودهاند :
« من صحّة يقين المرء المسلم ألّايُرضي النّاس بسخط اللَّه ، ولا يلومهم على ما لم يؤته اللَّه . فإنّ الرزق لا يسوقه حرص حريص ، ولا يردّه كراهية كاره . ولو أنّ أحدكم فرّ من رزقه كما يفرّ من الموت ، لأدركه رزقه كما يدركه الموت » .
« از نشانههاى راستى يقين يك مسلمان اين است كه رضايت مردم را با خشم خدا جلب نكند ، و ايشان را بر آنچه خداوند به دو ارزانى نداشته ملامت نكند . چرا كه روزى را نه آزِ آزمندى گسيل مىدارد و نه ناخشنودىِ ناخشنودى مانع مىشود . بگونهاى كه اگر كسى از شما از روزيش همانگونه كه از مرگ مىگريزد ، بگريزد ، همانگونه كه مرگ او را فراخواهد رسيد بىگمان روزيش نيز فراخواهد رسيد . »
سپس فرمودند :
« إنّ اللَّه - بعدله وقسطه - جعل الروح والراحة في اليقين والرضا ، وجعل الهمّ والحزن في الشكّ والسخط » « 1 » .
« همانا خداوند - با عدل و انصاف خود - راحتى و آسايش را در يقين و رضامندى ، و رنج و اندوه را در شك و ناخشنودى قرار داده است . »
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار ، ج 67 ، باب 52 اليقين والصبر على الشدائد ، ص 143 . الكافي ، ج 2 ، باب فضل اليقين ، ص 57 ، 8 جلدى ، چاپ دار الكتب الإسلاميّه ، 1365 ه . ش .