عدالت در جامعه اسلامى
درآمد :
يكى از برجسته ترين ارزشها ، عدالت است ، كه در حق باورى ريشه دارد . به ديگر سخن ايمان به هر حقّى مستلزم پايبندى بدان وداشتن عملكردى در راستاى آن ، است .
در واقع عدالت يعنى برخوردارى از يك زندگى ميانه ، متعادل و دور از زياده روى ، اسراف ، بخل ورزى ، انحراف ورهبانيت . ستمگرى و گناه كارى وارتكاب منكرات با عدالت همخوانى ندارند ، چه ارتكاب گناه و منكر ، تجاوز به حقوق خداوند ، ستمگرى وتجاوز به حقوق مردم است .
عدل همان اقامه حق است ، آنگونه كه هست و بدون كوچكترين كژروى از آن و حق همان سنجه اى است كه بايد بر مبناى آن ميان مردم داورى كنيم تا عدالت محقّق شود .
وسايلى كه فراگيرى عدل وبرپاداشتن حق وقسط « 1 » را فراهم مى آورند عبارتند از :
1 - برانگيخته شدن پيامبران .
2 - فرو فرستاده شدن كتاب آسمانى اى كه شرايع و احكام در آن تبيين شده است .
3 - قراردادن « ميزان » يا سنجه اى كه مى توان صادق ترين نمونه آن را امامى دانست كه بر مبناى قسط وانصاف ميان مردم حكم مىكند .
4 - فرو فرستادن آهن « جنگ افزار » كه در آن نيرو وقابليتى است براى رويارويى با سركشان و ستم پيشگان .
5 - بر دوش گرفتن مسؤوليت يارى خداوند متعال وفرستادگانش به وسيله آهن « جنگ افزار » توسط مجاهدان .
هامش
( 1 ) - ميانه روى واعتدال ودرستى را چه در زندگى فردى و چه در عرصه روابط اجتماعى « عدل » گويند ، كه « قسط » يكى از جنبه هاى با اهمّيّت آن محسوب مىشود . در واقع « قسط » به معنى پايبندى به حقوق مردم به ويژه حقوق مالى ايشان است ، و « اقساط » به معنى واگذارى حق مردم و دادن بهره ايشان از زندگى بديشان است و « قاسط » كسى است كه حقّ وبهره مردم از زندگى را از ايشان سلب كند ، از اين رو عدل شامل قسط نيز مىشود ، حال آنكه قسط خود گونه اى از عدل است .