واقع دست زدن به چنين كارهايى بايد با هدف ابراز نارضايتى وخشم مرد نسبت به عملكرد نامتناسب زن در روابط ميان همسرى و نه از روى انتقامجويى وآزار و اذيت باشد . در هر حال اگر طى تمام اين مراحل هم اثر نكرد در آن صورت بايد كار را به قضاوت واگذار كرد .
ب : ولايت مرد در اجراى احكام الهى ، كه خود احكام به دو بخش تقسيم مىشود :
نخست : آنچه با زندگى زناشويى ارتباط دارد ، مانند احكام طهارت وپاكيزگى ودورى از غذاى حرام ومضرّ و غسل كردن از حيض و يا جنابت ، كه گردن ننهادن زن به اين گونه احكام معاشرت همسر مؤمن را با وى بسيار دشوار مى سازد و همچنين بر تربيت فرزندان به عنوان ميوه هاى زندگى زناشويى اثر منفى مى گذارد .
از اين رو اگر زنى مثلا به ديدن فيلمهاى جنسى در حضور فرزندان خود خو بگيرد به طورى كه اين عمل او بر اخلاق و رفتار ايشان تاثير منفى بگذارد ، مرد مىتواند زن را از اين كار منع كرده وحدود و احكام الهى را به عنوان سرپرست خانه در محيط خانه جارى سازد .
دوم : احكامى كه با زندگى زناشويى پيوندى مستقيم ندارد ؛ مانند نماز نخواندن ، به جا نياوردن حج ، عادت به غيبت وتهمت واهمال در پرداخت خمس وزكات و ديگر حقوق شرعى و مانند اينها .
در اينجا به نظر مى رسد مرد بايد در حدّ توان از نفوذ وچيرگى خود در اقامه حدود الهى واجراى احكام خداوند استفاده كند .
از آنجا كه حكمت ودورانديشى و همچنين سخت كوشى مردان بيش از زنان است وايشان كليه نيازهاى خانواده را تامين مى كنند ، بايد از دورانديشى ، سخت كوشى و اموال خود با هر وسيله و روش مجاز وممكنى در راه اجراى احكام شريعت در فضاى خانه وخانواده ، بهره جويند . به عنوان مثال مرد مىتواند ايجاد رفاه بيشتر در خانواده را به التزام بيشتر افراد خانواده نسبت به احكام شرعى مشروط كند و مثلا بگويد : « اگر نمازهاى خود را به موقع به جا آوريد ، به يك مسافرت خواهيم رفت ، و گرنه نمى
احكام معاملات (فارسى) — صفحة 188
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص١٨٨