اجتماعى در آغاز از نظام خانواده ، به ويژه در روابط ميان همسرى نمود مى يابد . حال پرسش اينجاست كه زمام امور خانواده بايد دردست چه كسى باشد ؟
بى زمامدارى يعنى هرج ومرج ، واسلام اين حالت را بر نمى تابد ، همچنان كه طبيعت نيز اين امر را نمى پذيرد . در واقع خداوند مردان را بر سرشت رياست طلبى و زنان را بر سرشت هم آوايى واطاعت آفريده است ، همين امر باعث شده تا مردان از اين سرشت خود سوء استفاده كرده وگه گاه به حقوق زنان دست درازى كنند . به همين خاطر است كه خداوند براى محدود ساختن اين گونه تجاوزات ، وارائه تعريفى روشن براى زمامدارى امور زنان توسط مردان ، پيامهايى از آسمان فرو فرستاده است . در واقع تفويض سرپرستى خانواده به مردان از سوى اسلام ، چيزى جز بازنمود فرايند فطرى حاكم بر روابط خانواده نيست ومراد از آن درانداختن طرحى نو نبوده ، بلكه اسلام با اقرار اين امر قصد سامان دهى به امر زمامدارى وارائه تعريف مناسبى از آن را داشته كه از تجاوز مردان به حقوق همسرانشان جلوگيرى به عمل آورد .
احكام :
1 - دين اسلام زمامدارى امور خانواده را به مردان محوّل كرده وايشان را به عنوان همسر و پدر موظّف به تكفّل هزينه هاى همسر وفرزندان كرده است .
2 - در مقابل نيز اسلام زنان را به اطاعت از همسر و نگهدارى از اسرار وناموس وى در غيابش ، موظّف ساخته است . از اين رو زن شايسته آن است كه هر چه بيشتر از خدا وهمسرش اطاعت كند ، و از فرج خود كه تنها به همسرش تعلّق دارد ، هرچه بيشتر محافظت كند .
مرزهاى سرپرستى :
3 - ولايت مردان در سه سطح تقسيم بندى مىشود :
الف : حق مرد در بهره مندى جنسى : در اين صورت اگر زن از اين حقّ مرد سر باز زند ، مرد مىتواند در مرحله اول با پند وگفتگو به حقوق خود دست يابد ، اگر اثر نكرد در مرحله بعد مىتواند از زن در بستر دورى جويد تا احساس تنهايى را بر زن مستولى كند ، و اگر باز زن سر باز زند مرد مىتواند با چوب مسواك زن را بزند . در