تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام عبادات (فارسى) — صفحة 612

مساهمون:

ص٦١٢
قلت : يا جبرئيل فما تفسير الزهد ؟ قال : يحب من يحب‌خالقه ، ويبغض من يبغض خالقه ، ويتحرّج من حلال الدنيا ، ولا يلتفت إلى حرامها ، فإنّ حلالها حساب ، وحرامها عقاب ، ويرحم جميع المسلمين كما يرحم‌نفسه ، ويتحرّج من الكلام كما يتحرّج من الميتة التي قد اشتدّ نتنها ، ويتحرّج عن حطام الدنيا وزينتها كما يتجنّب النار أن يغشاها ، و أن يقصر أمله ، وكأنّ بين‌عينيه أجله . قلت : يا جبرئيل ، فما تفسير الإخلاص ، قال : المخلص الذي لا يسأل الناس شيئاً حتى يجد وإذا وجد رضي ، وإذا بقي عنده شيء أعطاه في اللَّه ، فإن لم‌يسأل المخلوق فقد أقرّ للَّه بالعبودية ، وإذا وجد فرضي فهو عن اللَّه راض ، واللَّه تبارك و تعالى عنه راض ، وإذا أعطى اللَّه عزّ وجلّ فهو على حدّ الثقة بربّه . قلت : فماتفسير اليقين ؟ قال : المؤمن يعمل للَّه كأنّه يراه ، فإن لم يكن يرى اللَّه فإنّ اللَّه يراه ، و أن يعلم يقيناً أنّ ما أصابه لم يكن ليخطيه ، و ما أخطأه لم يكن ليصيبه ، وهذاكلّه أغصان التوكّل ومدرجة الزهد » « 1 » . « اى پيامبر خدا ! خداوند مرا با هديه‌اى به سوى شما فرستاده است كه به كسى قبل از شما آن را عطا نكرده است . پيامبرصلى الله عليه وآله‌فرمود : آن هديه چيست ؟ جبرئيل گفت : شكيبايى و بهتر از آن . پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود : بهتر از آن چيست ؟ جبرئيل گفت : خشنودى و بهتر از آن . حضرت فرمود : بهتر از آن چيست ؟ جبرئيل گفت : زهد و بهتر از آن . حضرت فرمود : بهتر از آن چيست ؟ جبرئيل گفت : اخلاص و بهتر از آن . حضرت فرمود : بهتر از آن چيست ؟ جبرئيل گفت : يقين و بهتر از آن . حضرت فرمود : بهتر از آن چيست ؟ جبرئيل گفت : نردبانى كه با آن مىتوان به سوى آنها بالا رفت ، توكّل بر خداوند است . پيامبر فرمود : گفتم : توكّل بر خدا چيست ؟ جبرئيل گفت : دانستن‌اينكه مخلوق ضرر نرساند و نفع ندهد و عطا نكند و منع ننمايد و نااميدى از خلق . پس زمانيكه بنده‌اى چنين شد ، براىكسى جز خداوند عمل نكند و جز از خداوند ، اميد و ترس نداشته باشد و به كسى غير از خداوند طمع نبندد پس اين همان توكّل است . گفتم : اى جبرئيل ! پس تفسير شكيبايى چيست ؟ جبرئيل گفت : اين كه در سختى صبر كنى چنان كه در فراخى صبر مىكنى ، و در ندارى صبر كنىچنانكه در دارائى صبر مىكنى و در بلا صبر كنى چنانچه در عافيت صبر مىكنى . پس مؤمن از حال خود در نزد مخلوق و از آن بلا ومصيبتىكه برايش رسيده است شكايت نمىكند . گفتم : تفسير قناعت چيست ؟ جبرئيل گفت : مؤمن قانع مىشود به آنچه از دنيا برايش برسد ، قناعت كند به اندك وشكر نمايد به اندك . گفتم : تفسير خشنودى چيست ؟ گفت : خشنود كسى است كه به آقايش ناخشنودى نكند چه از دنيابهره‌مند شود يا نشود ، و براى خود به عمل كم راضى نشود . گفتم : اى جبرئيل تفسير زهد چيست ؟ جبرئيل گفت : زاهد دوست مىداردكسى را كه آفريدگارش او را دوست مىدارد ، ودشمن مىدارد كسى را كه آفريدگارش او را دشمن مىدارد ، حلال دنيا را برخود سخت‌مىگيرد و به حرام دنيا اصلًا التفات ندارد ، همانا در حلال دنيا حساب و در حرام آن
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ، ج 11 ، باب 4 ، ص 151 ، حديث 31 .