توجّه شود و از پى ويران گردد ، دراين صورت است كه آتش هيچ كارىنمىتواند انجام دهد . همچنين است اگر دست ظالم اوّل گرفته شود و از ستم او جلوگيرى به عمل آيد ، زمامدار ظالم ديگرى پديدنخواهد آمد تا مردم در اطاعت او درآيند . چنان كه آتش اگر در خانه اوّل ، هيزم و چوبى در دسترس نباشد ، هيچ چيزى را نمىتواندبسوزاند .
به حق ، به شما مىگويم : كسى كه مىبيند مار قصد برادرش را كرده تا او را بگزد پس خبر وهشدارش ندهد تا اينكه مار او رابكُشد ، پس ايمن نباشد از اينكه در خون او شريك باشد ، و همچنين اگر مىبيند كه برادر او گناه واشتباهى را انجام مىدهد و او را ازعواقبش بر حذر ندارد پس ايمن نباشد از اينكه در گناه او شريك باشد .
كسى كه مىتواند ، جلو ظلم را بگيرد ولى اين كار را نكند ، مانند فاعل آن است . ظالم چگونه بترسد در حالى كه او در ميان شما درامنيّت است ، نه نهى مىشود ، نه دگرگون مىشود و نه دستانش گرفته مىشود . ظالمان چگونه كوتاه مىآيند ؟ و چرا مغرور نشوند ؟ هريك از شما به اين اكتفا مىكند كه بگويد : من ظلم نمىكنم و هركه بخواهد ظلم كند و لذا ظلم را ببيند و جلوگيرى نكند . اگر امرچنين باشد كه مىگوئيد ، شما با ظالمانى كه اعمال آنها را انجام ندادهايد نبايد مؤاخذه شويد در هنگاميكه لغزش وعذابى در دنيا به آنهانازل شود ( در حالى كه در عذاب دنيوى آنها شما هم شريك هستيد و به آتش آنها مىسوزيد ) . »
4 - ابوسعيد خدرى مىگويد : پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود :
« لا يحقرنّ أحدكم نفسه إذا رأى أمراً للَّه عزّ وجلّ فيه حقّ إلّا أن يقول فيه ، لئلا يقفه اللَّه عزّ وجلّ يوم القيامة فيقول له : ما منعك إذ رأيت كذا و كذا أنتقول فيه ؟ فيقول : رب خفت ، فيقول اللَّه عزّ وجلّ : أنا كنت أحقّ أن تخاف
» « 1 » .
« وقتى كه يكى از شما چيزى را مىبيند كه براى خداوند در آن حقى است ، خود را كوچك نشمارد مگر اينكه درباره آن حق چيزىبگويد تا خدا او را در روز قيامت متوقّف نسازد و به او بگويد : وقتى چنين و چنين را ديدى چه مانع شد كه درباره آن حرفى بزنى ؟ در جوابمىگويد : پروردگارا ! من ترسيدم و لذا نتوانستم چيزى بگويم . خداوند مىفرمايد : من سزاوارتر بودم كه از من بترسى . »
5 - حضرت علىعليه السلام درباره اين قول خداوند : وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِاللَّهِ . . . « 2 » يعنى : « از مردم كسى است كه جان خود را براى كسب رضاى خدا معامله مىكند . » فرمود :
هامش
( 1 ) مستدرك الوسائل ، ج 12 ، كتاب الامر بالمعروف والنهى عن المنكر ، باب 1 ، ابواب الامر والنهى ، حديث 25 .
( 2 ) سوره بقره ، آيه 207 .