تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام عبادات (فارسى) — صفحة 592

مساهمون:

ص٥٩٢
به آنها در زمين قدرت داده است . 2 - امر و نهى نشانه ولايت خداوند سبحان است ، ولايتى كه آن را خداوند در ميان مؤمنين قرار داده و وسيله رحمت خود شناخته‌است . پس حق هر مؤمنى بر برادرش اين است كه او رابه خوبيها امر و از بديها منع نمايد ، و براى مؤمن هم واجب است كه امر و نهى برادرش را اجابت كند وبپذيرد . 3 - امر و نهى از كارهاى مهم است همانسان كه برپاداشتن نماز و صبر در بلا و دشوارى . و ما بايد بر امر و نهى مصمّم باشيم و درانجام آن بر خداوند توكّل نماييم ، و اجازه ندهيم كه در دلهاىمان سستى ، ترديد ، غم ، اندوه ، ترس و نگرانى نفوذ كند . 4 - ظاهر امر و نهى هم اين است كه با سخن و گفتار بيان شود چه با زبان يا با قلم ، و يا با تغيير چهره ، يا با عملى كه از آن امر و نهى فهميده شود مانند اشاره با دست يا ترك معاشرت وهمنشينى با مرتكب منكرات و امثال آن . 5 - برخى از فقها گفته‌اند : مراد از امر اين است كه ديگرى را بر انجام فعلى وادار كند ، و نهى هم اين است كه او را از انجام فعلىبازدارد ، و با اين برداشت از امر و نهى ، برپاداشتن بنيادهاى خيريه ، در چارچوب امر به معروف قرار مىگيرد ، و منهدم ساختن‌مراكز فسق و فجور هم از مصاديق نهى از منكر خواهد بود . آنچه اين فقيه گفته احوط است ، ولى اقوا اين است كه امر و نهى بر همان معنايى كه گفتيم محدود شود يعنى اظهار رغبت شديد درفعل يا ترك چيزى از طريق امر و نهى زبانى يا مشابه آن . حديث شريف : 1 - از امام معصوم‌عليه السلام روايت شده كه فرمود : « إنّما هلك من كان قبلكم بما عملوا ( من المعاصي ) و لم ينههم الربّانيّون والأحبار عن ذلك » . « به يقين ملّتهايى قبل از شما هلاك شدند به خاطر گناهانى كه مرتكب مىشدند وعلما هم آنان را نهى نمىكردند . وروي : أنّ رجلًا جاء إلى رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله فقال : أخبرني ما أفضل الأعمال ؟ فقال : الإيمان باللَّه ، قال : ثمّ ماذا ؟ قال : صلة الرحم ، قال : ثمّ ماذا ؟ قال : الأمربالمعروف والنهي عن المنكر . روايت شده است كه : مردى نزد رسول خداصلى الله عليه وآله آمد و گفت : به من خبر ده كه بهترين اعمال كدام است ؟ پيامبر فرمود : ايمان به خدا . گفت : بعد چه ؟ فرمود : صله رحم . گفت : بعد چه ؟ فرمود : امر به معروف و نهى از منكر . وروي أيضاً : أنّ صبيّين توثبا على ديك فنتفاه فلم يدعا عليه ريشه ، وشيخ قائم يصلّي لا يأمرهم
احكام عبادات (فارسى) — صفحة 592 | السيد محمد تقي المدرسي