إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِلَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن شَيءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ « 1 » .
« براى شما سرمشق خوبى در زندگى ابراهيم و كسانى كه با او بودند وجود داشت ، در آن هنگاميكه به قوم خود گفتند : ما از شما و آنچه غير از خدا مىپرستيد بيزاريم ، ما نسبت به شما كافريم و ميان ما وشما عداوت و دشمنى هميشگى آشكار شده است تا آن زمان كه بهخداى يگانه ايمان بياوريد ، جز آن سخن ابراهيم كه به پدرش گفت كه براى تو آمرزش طلب مىكنم و در عين حال در برابر خداوند براى تومالك چيزى نيستم ، پروردگارا ! ما بر تو توكّل كرديم و به سوى تو بازگشتيم و همه فرجامها به سوى توست . »
از اين آيه چنين الهام مىگيريم كه ايمان انسان كامل نمىگردد ، بلكه اصلًا تحقّق پيدا نمىكند مگر اينكه انسان از كافر ، بيزارىبجويد هر چند از ارحام و بستگان نزديك او هم باشد ، و مبارزه و جهاد انسان بر ضد طايفه و قبيله كافرش از همان وقتى آغازمىگردد كه از قيد ولايت و سلطه قبيله خارج شده و به ولايت خداوند سبحان داخل مىگردد .
رابطه انسان با خانواده و اهل و تبارش نبايد براساس تبعيّت مطلق وپيروى كوركورانه استوار باشد تا آنان هر وقت خواستند بر اواعمال نفوذ كرده و فشار بياورند .
و - مبارزه با قوم
جهاد با قوم به معناى : برائت از كفّار و دورى گزيدن از جامعه كفر و برائت از منافقان ورويارويى با آنان و مقابله با طاغوت وتمرّد و اعتراض بر سلطه ستمگر است . اين نوع از جهاد بيشتر از موارد ديگر به كار برده مىشود ، و متون دينى و آيات و روايات همبيشتر در اطراف همين محور وارد شده است . به عبارت ديگر آنچه از آيات قرآن كريم در ذهن تبادر مىكند و آنچه پيامبران الهى باامّتهاى خود ، و اولياى الهى در برخورد با ساير جامعههاى جاهلى انجام دادند ، همين بُعد از جهاد است . در فصل بعدى محورهاىاين نوع از جهاد و انگيزهها و عوامل واهداف آن را شرح خواهيم داد .
اهداف و انگيزههاى جهاد
با تأمّل در آيات و روايات وارد شده دراين موضوع درك مىكنيم كه از والاترين اهداف وانگيزههاى جهاد در همه ابعاد آن ، مخصوصاً آنجا كه به جنگ و نبرد تبديل شود ، پاك كردن نفس از شك و ترديد ، جستجوى وسيله براى تقرّب به خدا و نجات از آتشاست و اينكه انسان
هامش
( 1 ) سوره ممتحنه ، آيه 4 .