وتلاش دارد با انواع نيرنگ و وسوسه ، مارا گمراه سازد ، تا سوگند تهديدآميز و گستاخانه خود را كه در پيشگاه پروردگار عالم ، ياد نمود ، عملى سازد . آنجا كه گفت :
( قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ « 1 » .
« شيطان گفت به عزّت تو قسم ، خلق را تمام گمراه خواهم كرد مگر آن بندگان تو را كه براى تو خالص شدند . »
آرى ! ابليس و پيروان او از افراد بشر ، موانع زيادى پيش روى مردم مىگذارند تا انفاق نكنند ، گويى تمامى قيد وبندهاى دنيا او را ازانفاق و بخشش در راه خدا ، باز مىدارد و واقعاً تنها كسى از اين قيد و بند رهايى مىيابد كه خداوند او را كمك كند و از بند ابليسرهايش سازد .
برندهترين سلاحهاى ابليس ، وسوسههاى اوست و از جمله ، وسواس انسان در امر اعطاى خُمس است . برخى از وسوسهها بهصورت اشكال و ايراد ظهور مىيابد كه برخى از آنها را مورد اشاره و بحث قرار مىدهيم :
الف - مىگويند : فريضه خُمس در قرآن مجيد فقط يك بار ذكر شده در حالى كه فريضه زكات دهها بار مورد تأكيد قرار گرفته است .
پس چرا تنها خُمس اين قدر مورد اهتمام قرار مىگيرد با اينكه زكات در موارد خاص واجب گرديده مانند ( غلّاتچهارگانه ، طلا و نقره ، و چهار پايان و احشام سهگانه ) در حالى كه خمس شامل تمامى موارد سود حاصله از تجارت مىگردد ، چرا ؟
در پاسخ بايد گفت :
1 - زكات در قرآن هميشه به معناى فريضه معروف زكات نمىباشد بلكه شامل هر انفاقى است ، ولى سنّت پيامبر انفاق را به مواردخاصّى تخصيص داده و آن را زكات ناميده است بى آنكه واژه زكات مخصوص اين انفاق باشد . و اگر احاديث به ويژه رواياتپيامبرصلى الله عليه وآله را مورد بررسى قرار دهيم ، درمىيابيم كه واژه زكات شامل تمامى بخششهاى انسان است و حتّى با كلمه انفاق با تمامىابعاد وسيع آن همسو مىباشد . آيا نمىشنويم كه پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله مىفرمايد :
« زكات العلم تعليمه من لا يعلمه »
« 2 » .
« زكات علم آموزش دادن به كسانى است كه نمىدانند . »
و خُمس نوعى از زكات ( به معنى عام آن ) است نه به معنايى خاص واصطلاحى آن .
2 - واژههاى قرآن در بخشندگى متعدّد است كه در حديث پيشگفته به آن اشارت رفت مانند
هامش
( 1 ) سوره ص ، آيه 83 - 82 .
( 2 ) بحار الانوار ج 93 ، ص 136 ، حديث 68 .