د - كسى كه گرفتار وسواس است و ترك آن بستگى به اين داشته باشد كه به جماعت بخواند ، جماعت بر او واجب مىشود ولى اگربه طور فراداى ( به تنهايى و بدون جماعت ) نماز بخواند و نمازش را با وسوسه باطل نكند ، نماز او صحيح بوده ، و اين حكممشكلى است كه گفته شود او دراين صورت واجبى را ترك كرده است .
ه - اگر يكى از پدر و مادر ، فرزند را دستور دهد كه به جماعت بخواند ، جماعت بر او از جهت اطاعت پدر و مادر واجب مىشوددر صورتى كه ترك اطاعت آنها باعث عاق شدن شود .
انعقاد نماز جماعت :
1 - نماز جماعت در غير جمعه و عيدين با حضور دو شخص يعنى امام و مأموم منعقد مىشود و در اين حالت مأموم در سمتراست امام مىايستد ، ولى هرچه شمار مأمومين زياد شود ، ثواب وفضليت آن نيز مضاعف مىگردد . امّا در نماز جمعه و عيدين ، جماعت در صورتى منعقد مىشود كه حدّاقل پنج نفر كه يكى از آنان امام جماعت است ، وجود داشته باشند .
2 - لازم نيست جماعت حتماً در مسجد برپا شود بلكه در هر مكان جايز است ولى در مسجد فضيلت بيشترى دارد .
3 - كسى كه يكى از نمازهاى يوميّه را مىخواند مىتواند به امامى كه نماز يوميّه ديگرى را مىخواند اقتدا كند ، زيرا همگونى نمازامام و مأموم از همه جهات لازم نيست :
الف - نه از حيث ادا و قضا ( مثل اقتدا كردن در نماز ادا به امامى كه نماز قضا مىخواند يا برعكس ) .
ب - نه از حيث قصر و تمام ( مثل مسافرى كه در نمازهاى ظهر و عصر و عشا به امام حاضر اقتدا مىكند يا بر عكس ) .
ج - و نه از جهت وجوب و استحباب ( مثل كسى كه نماز ظهر واجب خود را اقتدا مىكندبه امامى كه نماز ظهر را از باب استحباب اعاده مىكند ) ولى اقتدا كردن كسى كه نماز واجب خود را مىخواند به كسى كه نمازخود را از باب احتياط اعاده مىكند ، اشكال دارد . « 1 »
نيّت و قصد :
1 - در انعقاد جماعت ، در غير جمعه و عيدين ، شرط نيست كه امام هم قصد جماعت
هامش
( 1 ) مثل اقتدا كردن به كسى كه در نمازش با مشكلى مواجه شده و وظيفه فقهى او ايجاب مىكند كه نمازش را تمام كند و بعداز باب احتياط اعاده نمايد يا مسافرى كه در وظيفه قصر خود شككرده و از باب احتياط بين قصر و تمام جمع مىكند .