( وَالرُّجْزَ فَاهْجُر « 1 » .
« از پليدى و ناپاكى اجتناب كن . »
( فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ « 2 » .
( . . . إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِن عَمَلِ الشَّيْطَانِفَاجْتَنِبُوهُ . . . « 3 » .
« شراب و قمار و بتها و ازلام ( نوعى از بخت آزمائى ) پليد و از عمل شيطاناست ، از آنها دورى كنيد . »
دستورات فوق نشان مىدهد كه براى تحقّق طهارت و نظافت ، از هر وسيله ممكن بايداستفاده شود . پس اگر بدانيم كه ماده پاك كنندهاى ، آلودگى و نجاست را بدرستى زايل مىگرداندو اثرى از آن باقى نمىگذارد ، بر ما لازم است كه براى اجراى امر شرع به طهارت ، از همان مادهبهره گيريم . به عنوان مثال اگر خون به گونهاى در جامه يا بدن خشكيده باشد كه جز با صابونبرطرف نشود ، بايد براى پاك كردن آن از صابون استفاده كنيم و همچنين اگر نجاست به جائىرسيده باشد كه بدون مواد شوينده از بين نرود بايد براى تحقّق پاكيزگى از آن مواد استفادهنمائيم .
از طرف ديگر در طهارت بايد از وسواس اجتناب كرد زيرا نجس همان پليدىاى است كهبايد دور انداخته شود و از آن اجتناب گردد امّا متنجّس يعنى چيزى كه به جهت برخورد بانجس ، نجس شده است ، اجتناب از آن به خاطر وجود اثر نجاست در آن لازم است ولى اگر بهطور يقين بدانيم كه اثر نجس از بين رفته است ، اجتناب از آن لازم نيست و لذا از شرايطسرايت نجاست ، وجود رطوبت ذكر شده است .
از جهت ديگر خداوند در عالم آفرينش ، نظام خاصّى براى تطهير وضع كرده است ، پس آبخود ، خود را تطهير مىكند . نيز خاك خود ، خود را پاك مىكند ، همچنين خورشيد ، تحوّلات شيميايى و غيره پاك كننده چيزهاى ديگر هستند وحتّى به جهت آن نظام الهىاى كه در خلقت نهفته است ، مرور زمان نيز مىتواند به پاك شدن اشيا منجرّ شود . از همين رو استكه قاعده عمومى و كلّى در مورد طهارت و نجاست اين است كه : طبيعت پيرامون ما پاك استمگر در صورتى كه علم به ناپاكى آن پيدا شود . و مضمون اين قاعده در حديث همچنين آمدهاست :
« كلّ شيْءٍ نَظِيف حَتّى تَعْلَمَ أنَّهُ قذر » .
هامش
( 1 ) سوره مدّثّر ، آيه 5 .
( 2 ) سوره حجّ ، آيه 30 .
( 3 ) سوره مائده ، آيه 90 .