از آنچه گفته شد دو مطلب مهم را استفاده مىكنيم :
اوّل - بالاترين و والاترين هدف از : واجب كردن پاكيزگى و اجتناب از ناپاكيها و بياناحكام شرعى اين موضوع كه در سطور ذيل ذكر مىگردد ، بازگشت به خدا و به فطرت پاكىاست كه خدا انسان را بر آن آفريده است و بر ماست كه از طريق اجراى احكام بلند آئين مبيناسلام ، به اين هدف و الا جامه عمل بپوشانيم .
دوّم - بر مسلمان لازم است كه به پيروى از عمومات آيات فوق ، به هر وسيله ممكن و درحدّ توان و قدرت براى كسب طهارت و پاكيزگى تلاش نمايد . البتّه اين تلاش در همه موارد بهحدّ وجوب نمىرسد مگر اينكه دليل قاطعى براى وجوب ، وجود داشته باشد . مثالهاى زيرمطلب را روشن مىگرداند :
الف - اگر غذا يا آشاميدنى ، به زهر يا ويروس كشنده آلوده شود ، اجتناب از آن به خاطرتحصيل طهارت و اجتناب از ناپاكى و براى اجراى اصل عمومى « لاضرر » و براىحفظ حيات انسانى ، واجب مىگردد .
ب - اگر مواد خوراكى يا آشاميدنى و يا ساير كالاهاى انسان به ميكروب غير كشنده آلودهشود و يا احتمال عقلايى آلودگى وجود داشته باشد ، اجتناب از آن مستحبّ بوده و واجبنيست مگر اينكه احتمال دهد از اين آلودگى ضررى فراوان متوجّه او مىشود .
ج - رعايتپاكيزگى ، نظافت وزيبائى براى هميشه مستحبّاست تا محيطزيست ( خانه ، خيابان ، كالاها و وسائل ) انسان ، بيانگر زيبائى شريعت و پاكى و صفاىآن باشد . چنان كه آلوده كردن محيطزيست مثل انداختن زباله در خيابان يا تخريب باغهاوپاركها يا روانساختن فاضلاب در بين آبهاى تميز و مانند آن مكروه است و اگر ضرر جانى يامالى به مسلمين داشته باشد يا به هر نوع فساد وتباهى در زمين ( طبق نظر كارشناسانمورد وثوق ) منجرّ شود ، حرمت پيدا مىكند .
شريعت اسلامى ، مجموعهاى از مطهّرات را براى ما مشخّص كرده و احكام پاك شدن بهوسيله آنها را به طور مشروح بيان كرده است مانند : آب ، خاك و خورشيد ولى منظور شريعتاين نيست كه پاكى و پاك كردن را تنها به آنها اختصاص داده باشد بلكه با ارائه اصول كلّى و عامو با صراحت به ما دستور داده كه از هر وسيله ممكن براى پاكيزگى استفاده نمائيم و لذا خداوندفرموده است :
احكام عبادات (فارسى) — صفحة 35
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٣٥