مقدّمه
طهارت آيينه فطرت
درباره خود بينديش ، سپس به طبيعت پيرامون خود نگاه كن ، چه مىبينى ؟ آيا نمىبينى كههر چيزى در عالَم وجودت و در جهان پهناور هستى ، به خوبى و به زيبائى ، سازمان و سامانيافته است ؟ از اجزاى بسيار ريز و ناچيز اتم تا كهكشانهاى حاوى ميليونها خورشيد ، همه و همه به عنوان آفريده كردگار حكيم ، نشان دهنده سنّت حكيمانهاى است كه خداوند براى آنهاتقدير كرده است .
اين سنّتها همان فطرت الهى است كه انحراف از آن باعث تباهى و بازگشت به آن موجباصلاح مىشود . طهارت ، بيانى از فطرت خدا در انسان است و از همين رو هر چيزى كه بهسود انسان و شايسته او باشد ، حتماً نوعى از طهارت و پاكى را با خود همراه دارد و هر چيزىكهبه زيان او و باعث تباهى او باشد ، مصداق ناپاكى وآلودگى مىباشد .
خصلت راستى چون به نفع انسان و موجب اصلاح اوست ، نمونه و نشانهاى از طهارتقلب است و همچنين ايثار ، فداكارى و بخشش و . . . امّا دروغ چون بر خلاف فطرت انسان ويكنوع انحراف از سنّت خداست ، علامت ناپاكى و پليدى قلب است و همچنين خيانت وخودخواهى . . .
نجاستها و ناپاكهايى مانند ادرار ، مدفوع و منى ، به انسان زيان مىرساند وطبيعت انسانىهم به همين جهت يعنى به علّت فساد و آلودگى آنها را از درون جسد و بدن به بيرون مىراند امّارهايى از آنها يكنوع طهارت و پاكى است و . . .
خداوند متعال بندگانش را به طهارت دستور داده است ، هم در آنچه مربوط به « روح » است وهم در سطح « بدن » و هم د « رمحيطزيست » و بدين ترتيب دين اسلام ، اجتناب از آلودگى واهتمام به پاكيزگىرا در تمام ابعاد و سطوح آن به عنوان يك حكم و يك قانون ، وضع و مقرّر كرده است . خداوندسبحان درباره طهارت روح مىفرمايد :