است كه پاكى و صفا را دوست نداشته باشد ؟ خداوند متعال به ما دستور مىدهد كه درهنگام ورودبه مسجد زينت خود را برگيريم و خود را آراسته گردانيم . مگر كدام انسان است كه از زينتوآرايش خوشحال نباشد ؟
از همين رو ما نيز از سيره سلف صالح پيروى كرديم و آداب پاكيزگى و آراستگى را همراه بااحكام طهارت بيان نموديم چنان كه در هنگام بيان احكام ميّت ، آداب بيمارى و آنچه دراينمرحله حسّاس از زندگى انسان به روابط اجتماعى او مربوط مىشود را نيز بيان كرديم .
شما خواننده گرامى با مطالعه اين مسائل به خوبى درمىيابى كه تعاليم آسمانى شريعتاسلامى چگونه همه ابعاد زندگى بشر ، هم انديشه و روح و هم جسم و روابط اجتماعى او رافراگرفته است ! كتاب طهارت در فقه اسلامى دليلى زنده براى اثبات اين حقيقت مهم است .
تعريف طهارت
طهارت در لغت به معناى نظافت و پاك بودن از چرك و پليدى است امّا در اصطلاحشرعى نام وضو يا غسل يا تيمّم است و فقها آن را چنين تعريف كردهاند : « استعمال طهورٍمشروط بالنيّة » .
« به كار بردن پاك كنندهاى ( آب يا خاك ) به شرط نيّت قربت . »
اسلام به موضوع طهارت ، اهمّيت فراوانى قايل شده و آن را از امور اساسى در زندگى انسانو - چنان كه در حديث آمده - نصف ايمان تلقّى كرده است ، و تعبير « نصف ايمان » كنايه از اهمّيت آن در شريعت اسلامى است .
انسان با طهارت پيدا كردن از چركهاى حسّى و مادّى و نجاساتى كه در فقه از آن با واژهخبث ( پليدى ) تعبير مىشود ، رهائى مىيابد و همچنين با طهارت است كه بهجاى آلودگيهاى روحى كه فقه از آن به « حدث » تعبير مىكند ، پاكى و صفاىمعنوى حاصل مىشود . قرآن كريم در آيه ذيلبه هر دو مورد اشاره كرده است :
( . . . وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِنَ السَّماءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُم بِهِ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَالشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ « 1 » .
« آبى از آسمان برايتان مىفرستد تا شما را با آن پاك كند و پليدى شيطان را از شما دورسازد ودلهايتان را محكم و گامها را با آن استوار دارد . »
به جهت اهمّيت طهارت در شريعت اسلامى است كه فقها نيز در كتابهاى خود طهارت رااوّلين موضوع مورد بحث و اساس و پيش درآمد ساير مباحث فقهى قرار دادهاند . شايد ايناهتمام
هامش
( 1 ) سوره انفال ، آيه 11 .