تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام عبادات (فارسى) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
و عشاء ) در آن جايز است . البتّه واجب است ظهر قبل از عصر و مغرب قبل از عشاء خوانده شود . 3 - وقت فضيلت : وقتى است كه اداى نماز تنها در آن وقت ( نه در ساير اجزاى وقت اضافى ) مستحبّ است و براىنمازگزار ثواب اضافى دارد .

اوقات نمازهاى ظهر و عصر

1 - وقت عمومى نماز ظهر و عصر از زوال خورشيد آغاز و به غروب آن ختم مىشود . 2 - وقت خاص ظهر ، از اوّل وقت به اندازه اداى نماز ظهر يعنى به مقدار چهار ركعت براى شخص حاضر و به اندازه دو ركعت‌براى مسافر است ، چون طبيعت ترتيب بين ظهر و عصر ، اين امر را اقتضا مىكند . 3 - وقت خاص نماز عصر ، از آخر وقت به اندازه اداى نماز عصر است ، يعنى به اندازه چهار ركعت براى حاضر و به اندازه دوركعت براى مسافر . 4 - بين هر دو وقت خاص ، وقت مشترك نمازهاى ظهر و عصر است ولى واجب است نماز ظهر ، قبل از عصر بجا آورده شود . 5 - وقت فضيلت ظهر از زوال خورشيد است تا زمانى كه سايه جديد شاخص ، بعداز زوال به اندازه دو قدم « 1 » برسد ، وقبل‌ازآن‌وقت نوافل‌است ، پس كسىكه نوافل‌رابجاآورد ، بعداز آن بلافاصله نماز ظهر را بخواند ، امّا اگر سايه جديد به اندازه دو قدم رسيد ، نماز ظهر را بجا آورد ، نه نوافل . 6 - امّا وقت فضيلت عصر ، بعداز زوال و اداى نافله ظهر و نماز ظهر است تا زمانى كه سايه جديد به چهار قدم برسد ، و اگر به‌چهار قدم رسيد ، نوافل را رها كرده و به فريضه عصر بپردازد . 7 - ظاهر اين است كه وقت اداى نماز ظهر به جماعت ، هنگامى است كه سايه جديد شاخص به اندازه دو قدم برسد و وقت اداىنماز عصر به جماعت ، زمانى است كه آن سايه به چهار قدم برسد ، تا اين كه به همه افراد وقت كافى براى اداى نوافل داده شود ، سپس‌در نماز جماعت شركت كنند . 8 - فقها گفته‌اند : وقت نماز جمعه از زوال است تا هنگاميكه سايه شاخص به اندازه خود آن برسد ، ولى احوط اين است كه بعداززوال به نماز جمعه و خطبه آن اقدام و مبادرت شود . البتّه اين‌مبادرت معناى عرفى دارد ، امّا اگر نماز جمعه را به تأخير انداخت تا اينكه سايه شاخص به اندازه خود آن شد ، وقت جمعه گذشته‌است و واجب است نماز ظهر برپا شود .
هامش
( 1 ) قدم يك مقياس عرفى است و بين انگشت بزرگ پا و پاشنه پا را قدم مىگويند ، و به حسب مقياسهاى تقريبى عرفى ، هر قدم ، يك هفتم قامت انسان متوسّط را تشكيل مىدهد و همچنين هر دو قدم مساوى يك ذراع است . درباره زوال ، و شاخص و سايه آن ، در آينده شرح بيشترى خواهدآمد .
احكام عبادات (فارسى) — صفحة 220 | السيد محمد تقي المدرسي