نيز شامل مىشود .
و - نهى از مقاربت ( وَلَا تَقْرَبُوهُنَ ) كه با توجّه به جمله ( فَأْتُوهُنَّ ) تنها به معناى مقاربت جنسى و آميزش است ، تأكيد بر اين مطلب است كه در حالت حيض تنها آميزش جنسى حرام است و تعبير ( حَتَّى يَطْهُرْنَ ) هم نشان مىدهد كه حدّ و مرز حرمت ، پايان يافتن حالت حيض است زيرا طهارت ( كه همان بازگشت به حالت طبيعى بعدازحالت زيان آلود ( أَذىً ) غير طبيعى است ) زمانى تحقّقمىيابد كه جريان خون به طور كامل متوقّف شده باشد .
ز - امّا امر ( فَأْتُوهُنَ ) كه دلالت بر جواز مقاربت جنسىدارد ، براى زمانى است كه طهارت كامل تحقّق يافته باشد و طهارت كامل هم با غسل كردنتحقّق مىيابد و لذا خداوند فرموده است : ( فَإِذَا تَطَهَّرْنَفَأْتُوهُنَ ) كه دلالت بر اين امر دارد كه آميزش جنسى قبل از طهارت همچنانمكروه باقى مىماند كه اهل مروت بايد از آن اجتناب ورزند مگر در ضرورت مانند سفر وغيره .
ح - ولى بهترين شيوه آميزش جنسى چگونه صورت مىگيرد ؟ بايد گفت كه تنها با رعايتحدود الهى و از راهى كه خدا امر كرده است . جمله ( مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُاللَّهُ ) نشان مىدهدكه راه طبيعى همان راهى است كه خداوند امر كرده استونبايد از آن تجاوز كرد و اين همان راهى است كه از آن طريق زاد و ولد صورت مىگيرد . پس ازجمله ( مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ ) استفاده مىشود كه انسان مؤمنبايد به اين راه و به ساير واجبات و محرّمات در هنگام آميزش متعهّد و مقيّد باشد .
حقايقى درباره عادت ماهيانه
اوّل - حيض يا حالت قاعدگى يك پديده طبيعى است كه براى زنان عارض مىشود و غالباًدر هر ماه تكرار مىگردد و چون اين حالت از نظر فيزيكى و روانى ، تأثيرات خاصى براى زناندارد ، اسلام هم دراين زمينه احكام مشخّص و ويژهاى را تشريع كرده است .
دوّم - اين پديده از سوى خود انسان با روش علمى و كوشش عرفى و تجربى قابل شناسائىاست چنان كه همه پديدههايى كه احكام شرعى بر آنها مترتّب مىگردد ، مانند : بيمارى وسلامت ، فقر و غنى ، قدرت و ضعف و غيره نيز به همين طريق شناخته مىشوند . خداوندفرموده است :
( بَلِ الْإِنسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ « 1 » .
« بلكه انسان ، خودش از وضع خود آگاه است . »
سوم - چون يك سلسله احكام شرعى براين پديده مترتّب شده ، سؤالات مردم هم دربارهآن
هامش
( 1 ) سوره قيامه ، آيه 14 .