توجّه قرار گرفت كه ما را به رستاخيز و قيامت هدايت مىكند .
اشكالى كه هميشه در ذهن بشر نسبت به آخرت بوده اين است كه چگونه خدا اين بشر را از نو خلق مىكند ؟ ما بشر را مىبينيم ، مردنش را لمس مىكنيم ، اين كه اين بشر خلق مىشود را هم مىبينم ، اينها قابل مشاهده است ؛ امّا ، اين كه بشر باز از نو زنده مىشود و به جزاى اعمال خودش مىرسد اين را كه نمىبينيم ؛ چه طور به آن ايمان پيدا كنيم ؟ !
/ ب
در سطح اشيا نمانيد و به عمق سفر كنيد !
انسان اساساً از آيات خدا غفلت دارد ؛ حال آيا آيات را نمىبيند و يا اين كه مىبيند ولى از آنها ، به عنوان نشانه استفاده نمىكند ؛ يعنى از آنها عبور نمىكند تا به معرفت و شناخت اسمهاى خداوند - سبحانه و تعالى - برسد .
نگاهش ، نگاه عبرتى و عبورى نيست ؛ نگاهش سطحى و جامد است . از خودش و ماده تجاوز نمىكند و به شناختى بالاتر نمىرسد .
گاهى يك مهندس وارد يك ساختمان مىشود . به محض اينكه وارد شد ، ساختمان توجّهش را جلب مىكند ، مىگويد :
« عجب ! اين معمار و مهندسى كه اين ساختمان را ساخته آدم جالب و فرد خوبى بوده است . » چون او به اين در و ديوار و ستون و . . . نظر و نگاه عبرتى دارد ؛ يعنى مىخواهد از راه ديدن اين ستون و اين در و ديوار و سقف ، به چيز ديگرى برسد . اين را نظر عبرتى مىگويند . امّا يك آقايى مىآيد و مىخواهد به ستون تكيه دهد ، كار ندارد كه اين ستون را چه كسى ساخته ؛ خيلى همّت كند ، مىگويد :
« اين ستون چقدر قشنگ است يا زشت است يا محكم است و . . . » و به چيز ديگرى توجّه پيدا نمىكند . اين نگاه ، نگاه عبرتى نيست .
اشكال مهم بشر اين است كه خورشيد را مىبيند ؛ ولى مىافتد ولى براى